نظرسنجی

کدام يک از گروه ها در باشگاه فعالتر مي باشند؟
 

پیغام روزانه

انتونی رابینز: رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است

اخبار به همراه عکس


1-    کلم تو عصاي معجزه گر توست:کلام انسان عصاي معجزه گر اوست سرشار از سحر و اقتدار. عيسي
1- تشکيل و برگزاري جلسات مجمع عمومي اعضاء و ارائه برنامه هاي مختلف از قبيل سخنراني،
مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت.خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط
1- مقرر گردید جلسه بعد هر کدام از اعضاء گروه خواص مفید و داروئی حداقل 2 میوه یا گیاه را
آزمایشی را در «هاروارد یونیورسیتی» انجام دادند:80 پیرمرد و 80 پیرزن را انتخاب کردند. یک
روز 9 نوامبر 1974 بود.روزی که قرار بود اتفاقی بزرگ وتاریخی بیفته اتفاقی که در آینده جهان رو
مردی در نمایشگاهی،گلدان می فروخت. زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد.بعضی ها بدون
1- آقای رضا تنها : سخنان زیبای برخی از بزرگان موفقیت دنیا را ارائه دادند 2- حانم نبی زاده : 
1.    برنامه ریزی تور اردیبهشت
سوره فاتحه: پرودگارا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.سوره بقره: قرآن در
خانم آزاده مهرانی:  10 راز برای کسب موفقیت و آرامش درون خانم نگار طاهر : خلاصه کتاب راز
<!-- /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt;
کارهای انجام شده گروه خیریه در تاریخ 23/1/891-    خیریه در سال گذشته 15 جلسه برگزار کرد و
به نام خدايي که ما را انسان آفريدباشگاه ايرانيان موفق دنيااساس نامه و آئين نامه ها مصوب
1- تهیه مقالات در زمینه های هنری و فرهنگی و مذهبی توسط اعضای گروه 2- برگزاری جشنواره
1.    جلسات برنامه ریزی تور در روزهای چهارشنبه 23 دی، پنجشنبه 24 دی، پنجشنبه 1 بهمن2.   
بدینوسیله به حضور اعضاء قدرتمند گروه آموزش می رساند جلسه بعدی این گروه در ساعت 4 مورخ
صاحب کمپانی عطر بیژن و طراح
1.    فراهم سازی بستری مناسب برای عضویت اعضای باشگاه در فیس بوک ایرانیان موفق توسط آقای
معرفي كتابامروزه زن‌ها نيمي از نيروي‌كار جهان را تشكيل مي‌دهند. با اين حال در عرصه‌ي
Untitled Document
داستان گيسو و روياي واقعي اش مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

در يک شهر دور افتاده کوچک, دختري به نام گيسو با پدر و مادرش زندگي مي کرد. گيسو هميشه دوست داشت در شهري شلوغ زندگي کند. او صفاي شهري شلوغ و بزرگ را دوست داشت. او دوست داشت در شهر مورد علاقه اش بگردد و مغازه ها و فروشگاه ها را نگاه کند, او از ماشين سواري در شهر لذت مي برد البته شهري را که او دوست داشت شهر بسيار تميز و پاکي بود و مردم آن جا با هم مهربان بودند. هميشه به پدرش مي گفت: شهر مورد علاقه من اين خصوصيات را دارد. ولي پدرش مي گفت: مگر مي شود شهري با اين خصوصيات وجود داشته باشد چون همه شهرها بيشتر آلوده هستند و فقط بعضي از مردم مهربان و خوش برخورد هستند. ولي گيسو باز هم به تجسم خود ادامه مي داد او با تمام وجودش احساس مي کرد شهري مثل روياهايش وجود دارد, از ته قلبش احساس مي کرد. او به حرف دوستانش و به حرف بقيه توجه نمي کرد. آنها به روياي او مي خنديدند ولي او نااميد نمي شد چون يک چيزي به او الهام مي شد که همه چيز امکان پذير است, همه چيز ممکن است. سرانجام از شهر ديگري براي پدرش نامه اي رسيد. در نامه از پدر گيسو درخواست کرده بودند که در يک شهر بسيار بزرگ کار بهتري را شروع کند چون پدر گيسو در کارش بسيار ماهر بود و اهالي آن شهر بزرگ به او نياز داشتند. آن شرکت، بسيار بزرگ خانه اي همراه با وسايل, استخر و سونا در اختيار پدر گيسو و خانواده اش گذاشتند وقتي گيسو وارد آن شهر بزرگ شد فهميد تمام آرزوهايش به واقعيت تبديل شده و همه از کاري که با گيسو کرده بودند و به آرزوي او مي خنديدند پشيمان شده بودند. او مثل رويايي در ذهن خود تجسم کرده بود ولي هم اکنون در واقعيت در شهر رويايي اش که بسيار تميز و زيبا بود و مردمي مهــربان داشت مي گشت و مغـازه ها و فروشگـاه ها را نگاه مي کرد و از ماشين سواري با خانواده اش لذت مي برد و فهميد که هر چه آرزو کند و اميدوار باشد به واقعيت تبديل مي شود و خيلي زود به دست مي آورد و تصميم گرفت روياهايش را به کسي نگويد و وقتي به واقعيت تبديل شد به همه بگويد.
نويسنده: آريان اميدي (مهشيد زرگران)