|
هنری فورد ، یک نو آور کبیر |
|
|
|
|
رویای هنری فورد 1903 من اتومبیلی برای مردم عادی خواهم ساخت . آن باید به اندازه کافی برای استفاده یک خانواده بزرگ باشد . از طرفی به اندازه کافی کوچک و ساده باد تا هر فرد عادی و غیر متخصصی جهت به کارگیری آسان و نگهداری از آن توان باشد . آن باید از لحاظ وزن سبک باشد و حتی ممکن است در تعمیر و نگهداری، اقتصادی باشد . آن اتومبیل با مواد اولیه اصل و مرغوب و با بهترین کارگرانی که با پول می توان استخدام کرد . ساخته خواهد شد . در ساخت آن ، از ساده ترین طرحی ، که مهندسین نوین و امروزی می توانند طراحی کنند ، استفاده خواهد شد . لیکن از لحاظ قیمت ، می بایست به قدری ارزان باشد که یک فرد از طبقه متوسط جامعه هم بتواند آن را داشته باشد و به همراه خانواده اش به موهبت ساعات شادی که با آن اتومبیل در طبیعت خدا سپری کرده اند ، لذت ببرند - عمل فورد ، جامعه صنعتی آمریکارا دگرگون ساخت . (پینز دراکر، اقتصاددان و معلم مذهبی) - هیچ راهی برای فرار از این حقیقت ، که هنری فورد ، بزرگترین هدیه تجارت عصر خودش بوده است ، وجود ندارد . (داگلاس برینکلی ، نویسنده کتاب چرخ هایی برای جهان)
مقدمه: در نوامبر سال 1999 مجله فورچون ، هنری فورد، موسس شرکت فورد موتور را ، به عنوان تاجر قرن بیستم معرفی کرد. فورد این افتخار را ، برای تغییر زندگی میلیادها نفر از مردم جهان و ایجاد تغییراتی اساسی در صنعت اتومبیل سازی جهان ، به سبب خلق اتومبیلی ، با طرز کاری معمولی و البته در کلاسی متوسط، دریافت کرد. فورد از بین 3 فینالیست دیگر : آلفرداسلون (جنرال موتورز)، توماس وستون (آی بی ام) و بیل گیتس (مایکروسافت) ، به عنوان رهبر تجارت قرن بیستم انتخاب شده بود. شریل جیمز ، خبرنگار آزاد دترویت ، نوینسده مجله فی چر و برنده جایزه ویژه روزنامه نگاری (pulitzer) در سال 1991 گفت: (موسس شرکت فورد موتور ، شخصیتی کاریزاماتیکی و ریسک پذیر داشت ، که بی وقفه و بدون تعلل ، رویایش را دنبال کرد) در دسامبر سال 1999 ، فورد توسط هیئت بین المللی روزنامه نگاران و تاریخ نگاران (cotoc) به خاطر همکاری و کمک فوق العاده گران بهای او به جهان و به طور خاص درزمینه ساخت اتومبیل ، به عنوان (فرد پیش تاز صنعت خودرو سازی قرن) نامیده شد . دیل هولزاس ، موسس شرکت هلندی و بین المللی cotc توضیح داد که : قرن بیستم ، با نگاه به گذشته ، می تواند به عنوان قرن اتومبیل و انقلابی برای تکنولوژی و سبک زندگی مورد توجه قرار بگیرد. در این انقلاب ، شرکت فورد موتور ، مسیر حرکت را به عنوان هم یک تولید کننده و هم یک رهبر صنعت هموار کرد . آن ، رویاو هدف هنری فورد بود که تحرکی جدید و بی سابقه را به مردم هریه کرد و زندگی میلیونها نفر را در سرتاسر جهان تغییر داد. این هدیه به سبب قدرت تشخیص و همکاری های گران بهای فورد با صنعت اتومبیل بود. فورد با بالا بردن سطح استاندارد زندگی مردم به کمک اختراعاتش از قبیل (quadricycle و مدل T) و مورد استفاده قرار دادن خط مونتاژ در تولید ، در اوال سال 1900 میلادی اعتبار کسب کرد . فورد فلسفه سه P را برای شرکت خودش فرموله و مطرح کرده بود. فورد با تشریح رابطه بین سه P در سال 1916 گفت : من باور نمی کنم که می بایست چنین سود ناخوشایندی را روی ماشین هایمان بدست می آوریم . یک سود صحیح ، یک سود منطقی است که نباید خیلی زیاد باشد . من گمان می کنم که فروش تعداد بسیاری زیادی از اتومبیل ها ، البته با سودی کمتر و منطقی تر بهتر است ، زیرا اولا این روش باعث می شود که تعداد بیشتری از مردم محصول ما را خریداری نمایند و از استفاده آن لذت ببرند و ثانیا این روش دست مزد خوب و بهتری را به تعداد بیشتری از کارکنان و کارگران پرداخت می کند. این ها 2 هدفی هستند که من در زندگی ام دارم . Bacjground note فورد در 30 جولای سال 1863 ، در جریان جنگ غیر نظامی آمریکا ، در فارم لند دیربورن ، در مجاورت دترویت میشیگان متولد شد ، مادرش در مارس سال 1876 درگذشت . مدتی بعد و در همان سال ، فورد توانست در شرکت اتومبیل سازی میشیگان ، شغلی به دست آورد . اما تنها 6 روز بعد ، به خاطر اختلاف با سرکارگرش ، اخراج شد . فورد به عنوان یک پسر علاقه خود به مکانیک را با جدا کردن قطعات ساعت ها از هم دیگر به منظور فهمیدن این موضوع که آنها چگونه کار می کنند توسعه داد . او قطعات ساعت را از هم دیگر جدا می کرد و سپس با متصل کردن مجدد اجزای تشکیل دهنده آن با یکدیگر ، ساعت را دوباره به کار می انداخت . برینکلی با توصیف گوهر وجودی فورد می گوید : فورد خودش ، شبیه یک اتومبیل است ، مغز او هیچ گاه ساکن نبوده است . او همیشه راغب بود ، برای محاسبیه ریسک و تجسم آینده ایی بهتر تاس بیاندازد. فورد یک جعبه ابزار در خانه داشت که شامل یک پیچ گوشتی و 2 تا انبردست بود . او بند زدن (سرهم کردن) اشیاء رادوست داشت و لقب او بندزن بزرگ بود. فورد در سن 15 سالگی از رفتن به مدرسه سرباز زد . او استعداد و تمایل ذاتی بسیار قوی به مکانیک و مهندسی داشت و مشتاقانه از یادگیری اینکه وسایل مختلف چگونه کار میکنند ، لذتمی برد . شرلی جیمز ، جهت شفاف سازی شخصیت منحصر به فرد فورد گفت : فورد یک انسان اجتماعی و دوست دار جوانان بود ، اما خیلی درس خوان نبود . او یک یادگیرنده عملی و تجربی و همیشه مشغول تعمیر و وصله کاری بود. در سال 1879 ، یعنی زمانی که فورد 16 ساله بود ، خانه را ترک کرد و به عنوان یک کارآموز به یک تعمیرگاه ماشین به نام جیمز فلاوز و برادران در دتروت رفت تا بیاموزد که ماشین ها چگونه ساخته می شوند . در آنجا فود مهارت جدیدی از قبیل خواندن نقشه های فنی و هم چنین نحوه کار سوخت و ساز داخلی موتور (سیستم احتراق) را کسب کرد. فورد 6 روز در هفته را در تعمیرگاه کار می کرد و به ازای هر هفته و 10 ساعت کار در هر روز، 2.5 دلار دریافت می کرد . او مدت 3 سال در آنجا به شغلش ادامه داد . در سال 1881 در شرکت که کارش ساخت کشتی های بخار در دترویت بود، شروع به کار کرد. این شغل این شانس را به او داد که بتواند با موتورها کار کند ، اما به سب نارضایتی از کارش در D.D.E.W ، فورد در سال 1882 به دوربان بازگشت . او چند سالی را در دوربان در فعالیت هاگوناگونی از قبیل تعمیر و بازسازی موتورهای بخار و به صورت موقتی در شرکت وستینگ هاوس موتور در دترویت وتعمیر تجهیزات مزرعه پدرش پرداخت. سفر مکانیکی فورد : در سپتامبر 1891 ، فورد به کارخانه صنایع روشنایی سازی ادیسون EIC در دترویت به عنوان مهندس عملیاتی شیفت شب درایستگاه فرعی وودوارد و ویلیز به ازای حقوق ماهیانه 45 دلار پیوست. تنها و در مدت کوتاه 2 سال او توانست مهندس ارشد کارخانه شود و به ازای هر ماه مبلغ 100دلار دریافت کند . مئولیت های او شامل اطمینان از کارکرد بی وقفه منبع الکتریسته شهر ، در تمام مدت 24 ساعت شبانه روز بود . زمان بندی کار او به شدت بی برنامه بود . اما این شغل ، او را از نظر فرصت های مورد نیاز و مسائل مالی بدین منظور که او بتواند آزمایش های مدنظر خودش را در مورد سیستم احتراق داخلی موتورها انجام دهد تامین می کرد . فرود برای اتومبیل هایی موتورهای بنزینی و سایر اتومبیل ها ، برای مدت های زیادی آزمایش کرد . در اوایل دهه 1890 ، فورد برای توسعه و پیشرفت تراکتورهای کشاورزی مقرون به صرفه و کوچک تلاش می کرد . او در ساختن یک تاکتور بخار، با یک موتور تک سیلندر موفق بود ، اما در ساخت یک دیگ بخار سبک و مناسب که قابل استفاده در یک تراکتور باشد ، موفق نبود . در سال 1892 ، او یک موتو کوچک بنزینی ، همراه با یک موتور دو سیلندر را در کنار هم قرار داد و مدل 4HP (4 اسب بخار) را به وجود آورد . آزمایشهای او ، سرانجام در ژوئن سال 1896 ، زمانی که با اختراع جدیدش که Qyadrucycle نام داشت ، به بار نشست . Qyadrucycle یک وسیله نقلیه 4 اسب بخاری بود که شامل 4 چرخ ، درست شبیه چرخهای یک دوچرخه سنگین ورزن می شد ، استارتش به مانند یک قایق هندی بود ، فقط 2 دنده رو به جلو داشت و از دنده عقب ، خبری نبود . بدنه و شاسی Qyadrucycle بر روی 4 تا چرخ دوچرخه قرار گرفته بود . ریچارد تدلو ، استاد مدرسه تجارت هاروارد می گوید : کاریکه هنری فورد کرد ، ساخت یک اتومبیل پیشرفته امروزی نبود ، بلکه او یک اتومبیل کامل را با دست های خالی طراحی و تولید کرد . سیدنی اولسون ، نویسنده دیگری است که در ستایش اختراع بزرگ هنری فورد (Qyadrucycle ) گفت : برای مردم غیرفنی و غیر آشنا به مسائل مکانیکی (یعنی اغلب مردم) یک سوال طبیعی درباره اولین اتومبیل فورد ، ممکن است این باشد که : چه چیزی زمان زیادی از او گرفت ؟ خوب ، انجا چیزی به عنوان شمع وجود نداشت ، در حقیقت هنوز اختراع نشده بود . برای او چیزی به عنوان کاربراتور وجود نداشت . چرخهای اتومبیل امروزی برای او معنایی نداشتند و او از چرخهای کالسکه استفاده می کرد . سیستم کنترل جهت (فرمان) کالسکه ها می بایست ، وفق داده می شدند . میل لنگ، پیچ ها ، رینگ و پیستون ها ، دنده ها و خلاصه همه چیز ، می بایست از پایه و اساس تولید می شد . در واقع هر قطعه کوچک تنها یک مشکل نبود ، بلکه خود انبوهی از مشکلات بود. فورد مدتی بعد Qyadrucycle را به قیمت 200 دلار فروخت و این مبلغ را برای آزمایشهای آینده اش و به منظور ساخت خودروئی دیگر، سرمایه گذاری کرد. در 5 آگوست سال 1899 ، شرکت اتومبیل سازی دترویت (DAC) به دست شهردار دترویت و تعداد کمی از دوستانش با سرمایه گذاری اولیه 150.000 دلار افتتاح شد . فورد به عنوان سرپرست فنی و مکانیکی DAC منصوب شد . ضمنا او از EIC نیز پیشنهاد سمی به عنوان سرپرست عمومی با شروطی مطمئن داشت . فورد در وضعیت دشواری قرار داشت و نمی دانست که آیا یکی از این دو کار را انتخاب کند و یا به تعقیب رویایش بپردازد . چندی بعد فورد گفت : شرکت ادیسون به من پیشنهاد کاری به عنوان سرپرست عمومی کارخانه را داد ، اما فقط به این شرط که از طرحساخت موتور گاز سوزم ، منصرف شوم و خودم را وقف چیزهایی واقعا مفید (از نظر آنها) بکنم . من مجبور بودم از بین کار و رویایم (ساخت اتومبیل) یکی را انتخاب کنم و من رویایم را انتخاب کردم و از طرفی کارم را رها کردم . در مسیر انتخاب ، به واقع چیزی وجود نداشت . ولی من از قبل می دانستم که اتومبیل ، در شرف موفقیت ، قرار دارد . فورد در آگوست سال 1899 EIC را ترک کرد . از طرفی DAC یک شرکت ریسک پذیر موفق نبود و در ژانویه 1901 بسته شد . تعدادی از سرمایه گذاران DAC که به هر حال تحت تاثیر فوردقرار گرفته بودند ، مسائل مالی لازم و ضروری را به منظور افتتاح شرکت دیگری برای فورد تامین کردند . شرکت هنری فورد HFC در 30 نوامبر 1901 شکل گرفت ، که در آن فورد با در اختیار داشتن 10.000 دلار از سهام کارخانه به عنوان مهندس شرکت منصوب شد . متاسفانه عملکرد شرکت HFC نیز رضایت بخش نبود و فورد در مارچ 1902 این شرکت را با درخواست تغییر نام آن ترک کرد . در آگوست 1902 ، شرکت HFC به شرکت اتومبیل سازی کادیلاک تغییر نام یافت . بدین ترتیب ، فورد 2 مرتبه به عنوان یک تاجر با عدم موفقیت روبرو شد . به هر حال شکست ها ، هرگز او را متاثر خود نساخت . چنانچه او یکبار گفت : ما از شکست هایمان ، بیش از موفقیت هایمان می آموزیم فورد همیشه ، رویای ساخت اتومبیلی را برای مردم عادی داشت . چارلز سورن سون ، رئیس تولید شرکت فورد در تشریح این رویا می گوید : فورد فقط یک ایده داشت ؛ او هیچ تصویری از اینکه آن اتومبیل چه شکلی می تواند داشته باشد ، یا حتی شبیه چه می تواند باشد ، در ذهنش نداشت . در جریان چند سال آینده ، فورد بر روی پیشرفتهای بیشتر در موردخودروهای مسافرتی خودش، متمرکز شد . او حتی شروع به طراحی اتومبیل های مسابقه کرد و در میان ماشین های مسابقه ، او در دو مدل Arrow و 999Racer که بعدها چندین رکورد سرعت را شکست ، طراحی کرد . هر دوی این خودروها ، 4 سیلندر و توانی بین 80 تا 100 اسب بخار داشتند . مدل 999Racer شامل 4 سیلندر و با قدرت 100 اسب بخار بود و در هر مسابقه ایی که شرکت می کرد ، پیروز بود . شهرت مثبت به فورد جایگاهی داد ، تا شرکت خودش را تاسیس کند . در دسامبر 1902 فورد وارد یک مشارکت با الکساندر مال کوم سون ، یک دلال زغال سنگ های ارزشمند در دترویت شد. مال کوم سون و تعدادی از افراد دیگر از قبیل هارولد ویلز ، کمک های مالی را برای فورد تامین کردند تا او بتواند یک ماشین مسافرتی در یک کارگاه در دترویت تولید کند . اتومبیل جدید ، مدل A نامیده شد . ویلز پیشنهاد کرد سیلندرها را به جای حالت افقی ، به صورت عمودی تعبیه کنند . تحلیل گران باور داشتند که این طرح یک رخداد برجسته و مهم در تکنولوژی خودرو بود . مال کوم سون به فورد کمک کرد تا شرکت فورد موتور را راه اندازی کند. مال کوم سون خودش مبلغی در حدود 7000 دلار پرداخت کرد و هم چنین کمک و پشتیبانی هائی را از طرف دوستان و شرکایش جمع آوری کرد و فعالیت شرکت فورد سرانجام در ژوئن سال 1903 با سرمایه گذاری اولیه ای معادل 100.000 دلار آغاز شد . 28000 دلار از این مبلغ به صورت سهام از طریق 12 نفر سرمایه گذاری تامین شده بود و هم چنین آنها ضمانت تامین 21000 دلار دیگر را هم کرده بودند . فورد هم چنین اعتباری معادل 25.500 دلار دیگر را برای ماشین آلات ، حق امتیاز و قراراداد منظور کرد . فورد و مال کوم سون هر کدام 255 سهم داشتند که در مجموع 51 درصد از سهام شرکت در اختیار آنها بود. فورد صنعتگری چیره دست در صنعت اتومبیل در پایان سال 1903 ، شرکت فورد 125 کارمند داشت و 1708 اتومبیل را در 3مدل متفاوت فروخته بود . این اتومبیل ها ، با 2 سیلندر و 8 اسب بخار ساخته شده بودند فرد و تیم مهندسانش در طول بازه زمانی 1903 تا 1908 ، 19 مدل مختلف را توسعه دادند و آنها را به ترتیب از مدل A تا S نام گذاری کردند . در همان سال ، فورد 5 مدل را (مدلهای A و B و C و F و K) خودش معرفی کرد . گاهگاهی شرکت چندین مدل را هم زمان توسعه می داد. برای مثال ، در بین سالهای 1904 و 1905 فورد مدل Crunabout را با قیمت 800 دلار ، مدل FTouring با قیمت 1000 دلار و مدل B با قیمت 2000 دلار را تولید کرد . به هر حال تعدادی از این مدلها ، آزمایشی بودند و برای مصرف عموم تهیه نشده بودند . در سال 1906، فورد مدل N را معرفی کرد ، یک مدل جدید اقتصادی ، همراه با سوری اندک . مدل N اتومبیلی 4 سیلندر و کوچک ، با قیمت 500 دلار ، در آستانه شهرت قرار گرفت . در زمستان 1906 با کمک تعدادی از همکارانش ، فورد شروع به کار بر روی مدل T کرد . اوبرای مدت 2 سال تمام در جهت توسعه طراحی و نقشه مدل T کار کرد . او به طور کامل تحقیقاتی بر روی مواد مورد نیازش برای تولید اتومبیل را اداره و رهبری می کرد . بعد از یک مسابقه اتومبیل رانی در فلوریدار ، فورد لا شه یک اتومبیل در هم شکسته فرانسوی را به دقت مورد بررسی قرار داد و مشاهده کرد که تعداد زیادی از قطعات ، وزنی به مراتب کمتر از استیل معمولی دارند . تیم فورد در خیابان Piquetle به این نتیجه رسیدند که در آن اتومبیل فرانسوی از نوعی آلیاژ وانادیوم استفاده شده است . این چیزی بود که آمریکائی ها نمی دانستند چگونه تولیدش کنند. فورد دریافت ، زمانی که بهترین آلیاژ استیل توسط تولید کننده های آمریکائی مورد استفاده قرار می گیرد استحکامی معادل 60.000 پوند را عرضه می کند ، در حالی که استیل و انادیوم اگر چه از استیل آمریکائی بسیار سبک تر بود ، استحکامی معادل 170.000 پوند را ارائه می کرد . فورد یک مهندس فلز شناس را استخدام کرد و یک منبع استوار و پیوسته از وانادیوم را از یک کارخانه استیل در آمریکا خریداری کرد کهاین قضیه استفاده از استیل و آنادیوم را در مدل جدید T برای شرکت فورد امکان پذیر کرد و از طرف دیگر شرکت فورد را در آن زمان و مجزا از اتومبیل های مسابقه ایی فرانسوی به عنوان تنها تولید کننده های جهان که از استیل و آنادیوماستفاده می کردند ، مطرح کرد. خط مونتاژ ، یک ابتکار برجسته در ساخت اتومبیل شرکت فورد ، عملیات تولید اتومبیلش را با استفاده از سیستم تولید دستی در سال 1903 آغاز کرد . بر اساس این روش ، تمام اتومبیل ها ، از موتور و شاسی هایی پایه ایی درست می شدند ، اما بدنه بر اساس سلیقه فردی طراحی می شد . در این سیستم هزینه ها بالا بود و با افزایش حجم تولید ، هزینه ها کاهش پیدا نمی کرد زمانی که شرکت فورد عملیات مونتاژ را شروع کرد . روش کار بدین ترتیب بود که تمام قسمت های یک ماشین ، به طور معمول توسط یک مونتاژ کار انجام می شد قبل از سال 1908 یک کارگر شرکت فورد قسمتی بزرگ از یک ماشین را قل از پرداختن به اتومبیل بعدی مونتاژ کرد . مونتاژ گران فعالیت های مشابهی را بارها و بارها ، در مکانهایی که جهت مونتاژ در اختیار داشتند انجام دادند. کارگران قطعات لازم وضروری راتهیه و آنها رافایل می کردند ، طوری که ابتدا قطعات را تطبیق داده وسپس آنها را مستقیما در محل مناسب قرار می دادند . بعدا به سبب افزایش بازدهی این فرآیند هر ایستگاه کاری ، با قطعات مورد نیازش تامین می شد، این روش به کارگران مونتاژ کار اجازه می داد تا در تمام طول روز در محل ها مخصوصی که به هر یک اختصاص یافته بود ، باقی بمانند . فورد سیستم تولید انبوه را در سال 1908 برای تولید مدل T معرفی کرد . از میان نوع آوری های مداومش او هم چنین تغییراتی اساسی درباره این سیستم اعمال کرد که او را به عنوان فرد یسیار موفقی معرفی کرد . تازگی این سیستم این بود که همگون کردن قطعات بسیار آسان تر شده بود . به منظور اینکه قطعات ، قابلیت تعویض با همدیگر را داشته باشند فورد سیستم اندازه گیری را در سرتاسر فرایند تولید همگون ساخت . او شروع به کار بر روی استحکام بیشتر فلزات به نحوی که کمترین مشکل تغییر شکل نظیر پیچ خوردگی ورق فلز در جریان پرس کاری یا برش را داشته باشند ، کرد . خیلی زود فورد توانست ، طراحی سیستم منحصر به فردی را توسعه دهد که تعداد قطعات مورد نیاز را محدود می کرد و آنها را برای نصب کردن راحت می ساخت. به عنوان مثال بلوک موتور 4 سیلندر شرکت فورد به طور کامل یک مرحله ریخته گری را شامل می شد برای مقایسه می توان گفت که رقبای فورد مجبور بودند هرسیلندر را به طور مجزا قالب گیری کنند وسپس آنها را به هم متصل کنند . وقتی که قطعه کامل و قابل تعویضی به دست آمد فورد فرد مونتاژ کاری را منصوب کرد و تنها یک وظیفه به او محول کرد و آن اینکه به منظور سرکشی از یک ماشین به دیگر ماشین ها و در سر تاسر بخش مونتاژ حرکت کند . فورد همیشه مصمم بود ، تا برای هر مسئله ایی ، راه حلی پیدا می کند . او از این جمله استفاده می کرد که : هر کاری ، همیشه می تواند به نحوی بهتری از حالتی که الان در حال انجام است ، انجام شود ایده خط مونتاژ متحرک ، زمانی که هنری فورد در یک تور ، در شیکاگو بود به ذهنش خطور کرد . فورد در حال توصیف ایده خلاقانه ناگهانی اش بود و گفت : ایده به شکلی کلی و از یک کاری مخصوص حمل گوشت که بسته بندی های شیکاگوئی از آن در بسته بندی گوشت ها استفاده می کردند ، آمد. در انبار ، قصاب ها برش های کوچکی ، هنگامی که هر قطعه از گوشت از جلوی آنها عبور می کرد ، ایجاد می کردند و این کار ، تا زمانی که ، گوشتی که از جلوی آنها عبور می کرد ، غیر قابل استفاده می شد ، ادامه می یافت . فورد کاملا این فرایند را معکوس کرد و یک اتومبیل کامل را در یک خط مونتاژ متحرک ساخت . استفاده از فرایند خط مونتاژ متحرک در صنعت ساخت اتومبیل بسیار پیچیده بود ، زیرا قسمت های تولیدشده در خطوط مونتاژ پائین دستی مجبور بودند به صورت آرام و یکنواخت وارد فرایند شوند و از طرفی مسئله زمان بندی ، از زمانی که هر مانعی ممکن بود مراحل کاری خط مونتاژ را متوقف کند به عنوان مهم ترین موضوع مطرح بوده است . البته مشکلات دیگری هم در سیستم ایستگاههای مونتاژ وجود داشت . یکی اینکه کارگران مجبور بودند از یک ایستگاه مونتاژ به ایستگاه دیگری حرکت کنند که این موضوع باعث اتلاف مقدار بسیار زیادی از انرژی و زمانشان می شد . فورد محاسبه کرده بود که اگر هر یک از کارگرانش درروز ، 10 قدم کمتر برداند این مسئله شرکترا توانمند می سازد که روزانه به اندازه 50 مایل از اتلاف انرژی جلوگیری کند . علاوه بر این یک ترافیک با قاعده انسانی ، زمانی که کارگران سریع تر ، برای عبور به کارگران کندتر می رسیدند وجود داشت . در اکتبر سال1913 ، فورد مفهوم خط مونتاژ متحرک را در کارخانه هایلندپارک ، با آوردن خط مونتاژ اتومبیل برای کارگران ساکن ، معرفی کرد . این نوع آوری چرخه زمان مسئولیت را از 2.3 دقیقه به 1.19 دقیقه کاهش داد زمان مونتاژ برای شاسی مدل T به مقدار بسیار زیادی و از 12 ساعت و 30 دقیقه به 5 ساعت و 50 دقیقه کاهش یافت . در ژانویه 1914 ، فورد سیستم حمل کننده زنجیره حرکت بی پایان را برای جابجایی سریع تر شاسی ها از یک ایستگاه کاری ، به ایستگاه دیگر ، طراحی کرد. در آپریل 1914 ، خط مونتاژ جدیدتری تحت عنوان Man-high معرفی شد که این سیستم کار مونتاژ رابسیار ساده تر می کرد . در سال 1914 ،13000 کارگر فورد، 260.720 اتومبیل تولید کردند و در مقابل کل صنعت خودروسازی کد 66.350 کارگر در اختیار داشت ، 286.770 اتومبیل تولید کردند. با استفاده از روش خط مونتاژ ، تولید اتومبیل های فورد در بین سالهای 1913 تا 1923 هر ساله دو برابر می شد. مدل T ، یک موفقیت متحیر کننده اولین مدل T سرانجام در اکتبر 1908 به بازار آمد این مدل به طرز مهربانانه ایی Tinlizzie نامیده شد که در زبان عامیانه به یک خدمتکار مطیع و قابل اطمینان گفته می شد . مدل T، 850 دلار قیمت گذاری شده بود و بسیار ساده ، سبک ، انعطاف پذیر و قدرتمند و رانندگی با آن بسیار راحت بود . این اتومبیل عمدتا توسط کشاورزان هدف گیری شده بود و ارتفاع آن از موانع عادی زمین بالاتر بود . در همان سال اول ، فورد در مورد ساخت مدل TS تولید شده با افزایش قابل ملاحظه تقاضا برای مدل TS فورد تصمیم گرفت کارخانه جدیدی را بر پا کند . امکانات جدیدی در هایلند پارک در سال 1910 افتتاح و راه اندازی شد که شامل 4 طبقه و شعاعی برابر با 62 متر مربع بود . تولید دراین ساختار جدید ، دارای حرکتی ازبالا به پایین بود . قطعات بدنه در طبقه 4 تولید و به طبقه 3 فرستاده می شدند ، جایی که تایرها بر روی چرخ ها نصب و بدنه اتومبیل ها رنگ می شدند . قسمت مونتاژ در طبقه 2 قرار داشت وسپس تا طبقه همکف پائین می آمدند یعنی جایی که اتومبیل برای استفاده نهایی آماده می شد در 3 سال اول تولید اتومبیل ها از 19000 در سال 1910 به 34500 در سال 1911 و 78.440 در سال 1912 رسید. باور فورد این بود که هم می شود اتومبیل های زیادی تولید کرد وهم آنها را از لحاظ قیمت، منطقی ساخت فرود سود شرکت را به سبب بالابردن فروشش قربانی کرد . او سود هراتومبیل را از 220 دلار در سال1909 تا 99 دلار درسال 1914 پایین آورد . یعنی هنگامی که رشد فروش سالانه به 248000 اتومبیل در سال 1913 رسیده بود . افزایش فروش به خاطر کاهش قیمت سود فورد را از 3 میلیون دلار در سال 1909 تا 25 میلیون دلار در سال 1914 افزایش داد . قیمت مدل T در سال 1908 بر روی 850 دلار ثابت شده بود و کم کم در هر سال مطابق جدول زیر کاهش یافت . فورد از 9.4% سهمی که در سال 1908 از بازار داشت ، با کمک مدل T ، 48% از سهم بازار آمریکا را در سال 1914 ربود و در سال 1921 ، مدل T سهم عمده 56.6 درصدی را از بازار داشت . از تمام خودروهای فورد ، مدل T به بزرگ ترین و شناخته ترین اتومبیل در صنعت جهانی اتومبیل تبدیل شد . مدل T به عنوان یکی از بزرگترین اختراعات در صنعت اتومبیل شناخته می شد . تد لوی نویسنده در توصیف سهم فورد در تولید مدل T گفت : بیش از هر فرد دیگری ، فورد بود که آمریکا را بر روی چرخ ها قرار داد ، او با امکان پذیر کدن حرکت ، برای بسیاری از مردم جهان ، جهان را حرکت داد و در واقع او کوپرنیکس ماشین ها بود. جان استین بک ، بنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1962 ، در توصیف تاثیر مدل T در آمریکا ، در کتاب خود نوشت: مقاله ایی لبریز از دانش و اطلاعاتباید نوشته شود ، مقاله ایی درباره تاثیرات روحی ، فیزیکی و زیبائی شناختی مدل T بر روی مردم آمریکا . اکنون 2 نسل از آمریکائی ها درباره باطری خودروهای فورد اطلاعات بیشتری داند تا درباره جنین انسان درباره سیستم ستاره ایی چرخ دنده ها ، بیشتر می دانند تا درباره خورشیدی سیاره ها . بیش از 16 میلیون از مدل T در بین سالهای 1908 تا 1927 فروخته شد . در سال 1925 کارخانه فورد بیش از 2 میلیون از مدل T را روانه بازار کرد . تحلیل گران راز این حجم بالا در تولید را به روش های ساخت خط مونتاژ و سیستم تولید انبوه فورد نسبت دادند . تومان استوارت ویرایشگر وابسته به مجله فورچون گفت : هنگامی که فود قواعد کلی سیستم انبوه را با صنعت اتومبیل تطبیق داده ده ها هزار کارگر را استخدام کرد تا آن که آن اصل و قواعد را عملی سازد ، سپس او پدیده ایی کاملا جدید به نام یقه آبی را در کلاسی متوسط ارائه کرد. فعالیت های دوستانه کارگران فورد : فورد نسبت به کارگران بخشنده بود و به اهمیت رابطه بدون تنش و همراه با ملایمتایمان داشت . فورد به منظور حفظ کارگرانش به آنها بن می داد و سایر خدمات پرمنفعت را از قبیل داروهای درمانی رایگان به آنها ارائه می کرد . او بر روی برنامه های آموزشی سرمایه گذاری سنگینی را انجام داد. گروه آموزش اجتماعی در نیمه سال 1910 به منظور انجام مطالعات تحقیقاتی ، بر روی رفتارهای اجتماعی و صداقت و وظیفه شناسی و فرمانبرداری کارگران تاسیس شد . این مطالعات به پیشرفت چیدمان کارخانه و شرح وظایف کاری کاگران کمک کرد . تسهیلات ورزشی از قبیل میدان و مزین بازی برای کارکنان کارخانه و خانواده های آنها برپا شد . فورد گفت : من می خواهم ، بخشش و انسان مداری بر تمام سازمان حکمفرما باشد . علی رغم منافعی که به کارکنان ارائه می شد ، روند صعودی نرخ تولید کارکنان ، در کارخانه فورد برگشت (در اواخر سال 1913، حدود 50%بود) این تقلیل زیاد به دلیل ماهیت تکراری کار خط مونتاژ و استمرار افزایش در اهداف تولید کارکنان بود . از طرفی کارکنان دست مزدی در حدود 2.38 دلار به ازای 9 ساعت در یک روز کاری دریافت می کردند . فورد خیلی سریع فهمید که روحیه کارکنان پائین است . در ژانویه 1914 فورد افزایش چشم گیر در دست مزدهای کارگران و کاهش ساعات کاری آنها را اعلان کرد . یکی از روزنامه های دترویت این آگهی فورد را چاپ کرد : کارخانه فورد موتور ، بزرگ ترین و موفق ترین شرکت اتومبیل سازی جهان در 12 ژانویه ، بزرگ ترین تغییرات را در خصوص حقوق و پاداش بلای کارکنانش که همیشه در جهان صنعتی شناخته شده اند آغاز خواهد کرد . از یک طرف ساعات کاری کارکنان از 9 به 8 ساعت کاهش می یافت واز طرف دیگر به دست مزد هر فرد سهمی از سود کارخانه اضافه می شد . کمتر مبلغی که توسط کارگری 22 ساله به بالا ، دریافت می شد، 5 دلار در روز بود ، درست زمانی که صنعت دست مزد استاندارد 2.5 دلار را پرداخت می کرد . فورد به خاطر جلب رضایت بیشتر کارکنانش 50 دلار پرداخت می کرد . این موضوع یک رضایت مندی پایدار و در سطح بالا را برای نیروهای کاری اش به وجود آورد و باعث کاهش هزینه های عملیاتی شده فود در این باره گفت : پرداخت 5 دلار به ازای 8 ساعت کار در یک روز یکی از بهترین حرکت هایی بوده است که ما تا به حال انجام داده ایم . فورد هم چنین سیستم 5 روزکاری در هفته را معرفی کرد که بر طبق آن کارگران روزهای شنبه را هم علاوه بر یکشنبه ها می توانستند استراحت کنند . همه این تغییرات باعث افزایش مقیاس و معیاد سودمندی و بازدهی کارکنان شد . سود کارخانه اوج گرفت و از 30 میلیون دلار در سال 1914 به 60 میلیون دلار سال 1916 رسید . نبوغ ماشین سازی فورد دروجودش به خاطر این دلیل ساده که او هیچ وقت سعی نکرد شبیه شخص دیگری باشد با دیگران متفاوت بود . او آرزومند موفقیت بود . از این رو کارخانه فورد با توجه به جذابیت کاریزماتیک فورد پیشرفت کرد و موفق شد . فورد شخصی بسیار متواضع و نسبت به کارمندانش بسیار مقید بود . در سال مالی 1929 فورد 68 میلیون دلار به خاطر کسادی بازار ضرر کرد ، اما دست مزد کارگرانش را تا پائیز سال 1932 کاهش نداد . زمانی که او سرانجام نرخ دست مزدها را به مقدار حداقلش یعنی 4 دلار در روز بازگرداند . البته در سال 1935 فورد مجدد شروع به افزایش دست مزدها کرد وآن را تا 6 دلار در روز به سبب جبران گذشته افزایش داد. انتقاد ... فورد به خاطر کمک های بسیار ارزشمندش به صنعت اتومبیل و صنعت هواپیمائی جهان، در شهرت زیاد باقی مانداما هم چنین او در چند مورد با انتقادهایی روبه رو بود . افرادی می گفتند : تفکیک فرایند مونتاژ به سوی تکرار وظایفی که کمتر به فکر نیاز داشتند ، کارگران فورد را به ربات تبدیل کرده است . منتقدان احساس می کردند که خط مونتاژ ، تنها مهارت مکانیکی کارگران راارتقاء داده است . کارگران به مهارت های تخصصی و فنی بیشتری نیاز نداشتند و تنها برای انجام کارهای غیر تخصصی و استاندارد مورد نیاز بودند (خبری از خلاقیت) نبود . فورد این اظهارات را رد کرد و گفت : من گفته هایشان را شنیدهام ، در حقیقت من هم باور دارم که این موضوع که ما مهارت را از کار گرفته ایم ، به یک فکر رایج تبدیل شده است ، ولی ما این کار را نکرده ایم ما مهارت های عالی تری را در زمینه برنامه ریزی ، مدیریت و ابزارهای ساختمانی قرار داده ایم و نتایج آن مهارت ها توسط افرادی غیر متخصص ، لذت بخش است . زمانی که فورد پست مزد کارگرانش را تا 5 دلار در روز بالا برد ، تعدادی از تحلیل گران ، تجار و سهام داران کارخانه او را مورد نقد قرار دادند و گفتند که او مردی دیوانه است که مصمم شده است کارخانه را به نابودی بکشاند .آنها روش فورد را در کاهش نرخ رنج و زحمت برای کارکنان ، خیلی احمقانه می پنداشتند ولی فورد در این باره گفت : خوب شما می دانید که وقتی حقوقی خوب به کارگران پرداخت کنید آن گاه می توانید با آنها صحبت کنید . او برای مدتی رفتارش را عوش کرد . منتقدان فکر می کردند که او در ایده و روشی جدید پافشاری می کند . اوبه عنوان مردی کله شق و همراه با شخصیتی و پیچیده توصیف شده بود . او با مانند کاریکاتوری از یک فرد ثروتمند ، دارای قدرت و نفوذ و از طبقه ایی بی فرهنگ رفتار می کرد . او حتی از دادن فرصتی به مشتریانش در انتخاب رنگ اتومبیل هایش آن سرباز زد و به صورت طنز گفت: هر مشتری می تواند اتومبیل رنگ شده ایی مطابق میلش داشته باشد ، البته و با توجه به این که رنگ همه آنها مشکی است . او گفت که من همیشه و کاملا بر اساس پیش داوردی و احساسات رفتار کرده ام . او حتی آشکارا از تفکر درباره هر تغییری بر روی مدل محبوب و مورد علاقه اش مدل T سرباز زد . به عنوان یک نمونه ، زمانی که کارمندان فورد به منظور غافلگیر کردن او دور هم دیگر جمع شدند و مدل T را ارتقاء دادند .اما فورد تحت تاثیر قرار نگرفت و به صورتی آشکارا ، رنجش خود را با لگد زدن به ماشین نشان داد . یکی از کارمندان فورد در آن موقع گفت : ما از حرکت فورد پیامی دریافت کردیم که طی آن می بایست تصاویر غلط قبلی را رها می کردیم. فورد بعضی وقت ها بی اطلاعی خودش را در برخورد با حوادث دنیا نشان می داد . این نقل قولش که تاریخ ، کم و بیش پوچ و بی معنی است به طور گسترده به اطلاع عموم مردم رسانده شد و احساسی را به مردم داد که او به هر چیزی خارج از زمینه محدوده کاریش ناآگاه است. در سال 1919 شیکاگو تریبون، مقاله ایی را با عنوان (فورد یک آشوبگر است) را منتشر کرد. این موضوع فورد را بر آن داشت که دادخواستی یک میلیون دلاری به سبب جبران خسارت بر علیه شیکاگو تریبون تنظیم کند . مقاله می گفت که : فورد یک ایده آلیست نادان ، یک آشوبگر و دشمنی برای ملت است که در فکر کردن بسیار عاجز و ناتوان است که حتی نمی تواند نتایج به عملکدهایش را ببیند . این انتقاد آخری وسیع تر از بقیه بود . چون که فورد با درگیری آمریکا در جنگ جهانی اول مخالف بود . فورد از وجود اتحادیه های کارگری در کارخانه اش خوشنود نبود. اوساختار اتحادیه ها را آشکار و کلا رد کرد . فورد این موضوع را با گفتن ما هرگز اتحادیه کارگران اتومبیل و یا هر اتحادیه دیگری را به رسمیت نمی شناسیم، شفاف و واضح مطرح است . در دهه 1930 فورد سلطه ترس را بر علیه کارمندانی که جانبداری اتحادیه ها را می کردند رها کرد ولی هم چنان مخالف این اتحادیه ها بود. او در مصاحبه ایی با اسوشیتدپرس در فوریه سال 1937 اصار داشت که تمام کارگرانش از اتحادیه ها خارج شوند . او همچنین از امضای نظام نامه اداره ملی بهبود که به کارگران این حقوق را می داد که خود را سازماندهی و حتی اعتصاب کنند ، سرباز زد . در می 1937 ، هیئت مدیره روابط ملی کارگران ، فورد را به انجام اقداماتی غیر منصفانه بر علیه فعالیت های کارگران متهم کرد . رئیس سابق UAW گفت: فورد یک پیرمرد فاشیست بود ، آن روزهای قدیمی ، روزهای خوبی نبودند ، او در هر مرحله از مسیر با ما جنگید ، ولی در پایان مخالفت و مقاومت او مقدار بسیار زیادی ، حس همدردی رابرای اتحادیه ایجاد کرد . تعدادی از تحلیل گران ، نگران سیاست های پدرانه او در روابط صنعتی اش بودند. جان کریستوفر از دانشگان وین استیت ، گفت : فورد نژادپرستی پدرگرایانه را تمرین کرد . وقتی او کارگران سیاه را استخدام می کرد ، تبعیض را در تحصیلات ، ازدواج وامکانات مسکن برای آنها لحاظ کرد و تلویحا مفاهیم تبعیض نژادی را درادبیات خودش اشاره کرد . در اواخر دهه 1930 ، زمانی که اتحادیه ها بر علیه کارخانه شورش کردند ، فورد با متوسل شدن به استفاده از کارگران سیاه پوست ، اعتصاب را شکست . شهردار قدیم دترویت ، کلمن یانگ در خود زندگی نامه اش نوشت : فورد ، خوب یا بد ، می دانست که آن کارگران سیاه پوست بیمه پیروزی او در مقابل اعتصاب هستند کارگران سفید پوست مجبور بودند که به 2 موضوع فکر کنند : یکی درباره تشکیل یک اتحادیه و دیگری در مورد اعتصاب ، آن هم زمانی که فورد هزاران سیاه پوست گرسنه ایی را که با یک اشاره و دعوت او به فورد می پیوستند در اختیار داشت. علیرغم انتقادهای فوق ، تحلیل گران ، بر این باور بودند که جایگاه فورد به عنوان فردی پیشگام در مهندسی اتومبیل غیر قابل انکار است. همکاری او در این صنعت و زمینه های مرتبط برای همیشه به یادگار خواهد ماند . جیمز شرلی گفت : شهرت فورد به خاطر دست آورد عظیم او بود ، او مردی بود که آمریکا را بر روی چرخها قرار داد ، خالق اولین خط مونتاژ اتومبیل و یکی از اولین میلیاردرهای جهان بود. نام او مترادف است باواژه موفقیت حتی بعد از مرگش در آپریل 1947 کارخانه ایی که او بنیاد کرده بود ، به پیشرفتی بسیار مهم نائل آمد کارخانه فورد ، اتومبیل های موفق بسیاری رابعد از مدلT معرفی کرد و به عنوان دومین تولید کننده بزرگ اتومبیل در جهان مطرح شد. خلاصه ایی از زندگی هنری فورد : جولای 1863 : در میشیگان ایالات متحده آمریکا به دنیا آمد جولای 1879: مدرسه را رها کرد و خانه را به قصد پیدا کردن کار در کارگاهی مکانیکی در دترویت ترک کرد جولای 1882: هنری به مزرعه خانوادگی اش در دوربان میشگان بازگشت آپریل 1888: هنری با کارلاجین برینت از شهرستان گیرین فیلد ازدواج کرد و به دوربان رفت آپریل 1891: هنری به عنوان مهندس در شرکت صنایع روشنائی ادیسون در دترویت شروع به کار کرد آپریل 1893 : تنها فرزندش به دنیا آمد ژوئن 1896 : اولین اتومبیلش را تحت عنوان Quadricycle را کامل کرد و آن را مورد تست رانندگی قرار داد آگست 1899: کارخانه اتومبیل سازی دترویت با 150 هزار دلار سرمایه گذاری اولیه راه اندازی شد و هنری به عنوان مهندس ارشد منصوب شد . ژانویه 1901: عملیات کارخانه اتومبیل سازی دترویت، به حالت تعلیق درآمد نوامبر 1901: کارخانه هنری فورد با مسئولیت هنری به عنوان مهندس افتتاح شد مارچ 1902: هنری ، شرکت هنری فورد را به سبب مشاجره بیش از حد با بانکداران ترک کرد و مدتی بعد با نام کارخانه به کادیلاک موتور تغییر یافت . ژوئن 1903: کارخانه مدرن فورد موتور توسط هنری و الکساندر مال کوم سون به همراه 10 کارگر که روزی 1.5 دلار در روز دریافت می کردند در دترویت بنیانگذاری شد . فورد شروع به تولید مدل A کرد و نخستین مدل A در بازار دترویت نمایان شد. اکتبر 1908 : هنری اولین مدل T را معرفی کرد. ژانویه 1910: کارخانه هایلندپارک فورد ، در شمال دترویت افتتاح و در آن جا 19000 مدل T تولید شد ژانویه1912: تیراژ مدل T بع 78.440 عدد رسید ژانویه 1913: کارخانه فورد موتور، خط تولید مونتاژ متحرک را معرفی کرد ژانویه1914 : هنری فورد برنامه اش را مبنی بر تقسیم سود کارخانه اش با کارگران تبلیغ و اعلان کرد و دستمرد آنها را به ازای 8 ساعت کار در روز تا 5 دلار افزایش داد ژانویه 1915: جایزه اسکار به سبب نصب بادبان بر روی کشتی صلح و حرکت به سمت نروژ به منظور پایان جنگ جهانی اول به فورد تعلق گرفت ژانویه1917 : ساختمان امکانات صنعتی در دوربان میشیگان آغاز به کار کرد ژانویه1919: هنری ناشر روزنه Independent دوربان شد، هنری بیمارستان هنری فورد را در دترویت با هزینه 7.5 میلیون دلار افتتاح کرد، پسر فورد رئیس شرکت هنری فورد شد. ژانویه1921 : با 55% از تولید کل صنعت اتومبیل سازی ، بر این صنعت حکمفرما شد ژانویه1926: بر روی حمل و نقل هوائی تمرکز کرد و هواپیمائی Tri-motor را توسعه داد ژانویه1927 : دراین سال ، فورد بیش از 15 میلیون اتومبیل تولید کرد و آنها را فروخت اواخر سال 1927: تولید مدل T پایان یافت و مدل A معرفی شد 1932: اولین اتومبیل مدل 7-8 را ساخت 1933: با موفقیت در برابر متحد کردن کارگران در کارخانه هایش ایستاد 1937: درگیری بین کارمندان امنیتی فورد و سازمان اتحادیه کارکنان اتومبیل درگرفت و در نهایت دادگاه حکم کرد که فورد نمی تواند در فعالیت اتحادیه ها دخالت نماید 1941: کارخانه فورد موتور قراردادی با UAW امضا کرد سپتامبر 1944: هنری مدال خدمت متمایز را از طرف ارتش آمریکا به سبب تلاشهای توان بخشی اش برای سربازان سابق و معلول ارتش ، جایزه گرفت آپریل 1947: بر اثر خونریزی مغزی در سن 83 سالگی در فیرلین دوربان در میشیگان جان به جان آفرین تقدیم کرد. نویسنده : حسن اسماعیلی
|