|
مردانه بازي كن زنانه پيروز باش |
|
|
|
|
معرفي كتاب امروزه زنها نيمي از نيرويكار جهان را تشكيل ميدهند. با اين حال در عرصهي تجارت آمريكا حتي از نيمي از اقتدار موجود بهرهمند نيستند. در ميان پانصد شركت خوش اقبال آمريكا تنها چهار مدير عامل زن به چشم مي خوردوتنها درچند سال اخير است كه در نيمي از اين پانصد شركت تعداد كارمندان عالي رتبه زن از يك نفر تجاوز كرده است. چرا؟ زيرا اكثريت قريب به اتفاق زنها هيچ گاه راه و رسم بازي تجارت را نياموختهاند. گيل ايوانز يكي از با نفوذترين مديران اجرايي آمريكا در دوران فعاليتش در فضاي مرد سالار رسانههاي گروهي به زنان بيشماري برخورد كرد كه همگي در محيط كار خود احساس درماندگي ميكردند گويي در بازيي شركت داشتند كه قوانين آن را نميدانستند.
گيل ايوانز به اين گونه زنها ميگويدكه تجارت به واقع يك بازي است و مثل همهي بازيهاي ديگر قوانين خاص خود را دارد. ايوانز دريافته است كه اغلب زنها اين قوانين را نميدانند. مردها با اين قوانين آشنايي كامل دارند چرا كه اين قوانين را وضع كردهاند. اما زنها همواره در حاشيه ماندهاند زيرا نميدانند چه وقت بايد با صراحت صحبت كرد و چه هنگام بايد مسئوليت پذيرفت و در هنگام مصاحبه چه بايد گفت و چه گامهاي موثري را ميتوان در جهت رسيدن به موفقيت شغلي برداشت. گيل ايوانز در كتاب «مردانه بازي كن و زنانه پيروز باش» اسرار ناگفتهي موفقيت را برملا ميكند و به همهي زنهاي شاغل از منشي ساده گرفته تا قائم مقام اجرايي راه و رسم بازي تجارت را ميآموزد. ايوانز با صراحتي طنزآميز راهكارهاي عملي لازم براي تصميمگيري صحيح در محيطهاي شغلي را به خواننده ارائه ميكند.از ميان راهكارهاي مفيد مطرح شده در اين كتاب ميتوان به موارد زير اشاره كرد: [] چه گونه ميتوان در عرصههاي شغلي امتياز كسب كرد؟ [] چه هنگامي بايد خطر كرد؟ [] ده واژه با مفاهيم متفاوت در ديدگاه زنو مرد. [] چرا مردها ميتوانند بي ادب باشند و زنها نميتوانند؟ [] چه هنگام بايد كار را رها كرد؟ ايوانز به هيچ وجه توصيه نميكند كه همهي زن ها بر طبق قوانين مردانه بازي كنند. زنها با ويژگيهاي خاص خود قدم در عرصهي تجارت ميگذارند و با آگاهي و بهرهگيري مناسب از اين ويژگيها ميتوانند گوي سبقت را از مردها بربايند. توانايي زنها در ايجاد ارتباط موثر و نيروي شهودي آنها از جملهي اين ويژگيها به شمار ميرود با اين حال زنها بايد از قوانين بنيادي اين بازي آگاه باشند تا بتوانند به پيامدهاي هر گونه عملي و تاثير آن بر جايگاه شغلي خويش پي ببرند. كتاب «مردانه بازي كن، زنانه پيروز باش» راهنماي عملي مفيدي است كه مطالب آموزندهاي را در زمينهي ارتباط شغلي زن و مرد آشكار ميكند. خواندن اين كتاب براي همهي زنهايي كه خواهان كسب اقتدار و نفوذ در محيط شغلي خويشند ضروري است. 1ـ هدف از بازي فعاليت، نوشداروي نا اميدي است. به قول آن مرد جوان در كلاس بازرگاني مگر هدف از بازي بردن نيست؟ اما بردن چه معنايي دارد؟ آيا بدين معني است كه قدرتمندترين مدير كل شويم؟ به معناي داشتن بالاترين رقم حساب بانكي است؟ يا برنده كسي است كه ديگران بيش تر از بقيه از او ميترسند؟ هدف من در اين بازي رسيدن به احساس رضايت از انجام كار است. اين مهمترين راهنمايي است زيرا هنگامي كه احساس رضايت ميكنيد حتما برنده ميشويد. اين حقيقت به من ثابت شده است كه موفقيتم به دليل عشقي بوده است كه به كارهايم داشتهام. اما باور كنيد كه هميشه شغلهاي اسم و رسم دارد با حقوق مكفي نداشتهام. من همه كاري كردهام از كار با ماشين نشاني نويسي گرفته تا آوردن قهوه. اما هميشه از انجام كارهايم لذت ببرم. پس برندهي نهايي در بازي كسب و كار لزوما شخصي نيست كه قدرت اجرايي بيشتر يا پول بيشتر يا شهرت بيشتر ي دارد نيست. برنده واقعي كسي است كه به كارش عشق ميورزد. بسياري از افراد عالي رتبه را ميشناسم كه با وجود مقام پر طمطراقشان احساس عجز و بدبختي ميكنند. در حالي كه هيچ يك از افرادي كه به كارشان عشق ميورزند چنين احساسي ندارند. به همين سادگي! هرگاه بتوانيد به زندگي حرفهايتان عشق بورزيد تازه مثل مردها بازي كردهايد. عشق به كار خود مختاري است. باعث ميشود هوش و استعداد بيشتري به كار گيريد و توانايي دورانديشي داشته باشيد و در ضمن شما را در حيطهي تواناييهاي خودتان تبديل به بهترين زن شاغل ميكند. در اين صورت ميتوانيد از امكان ارتقاء مقام و رسيدن به بالاترين جيگاه شغلي بهرهمند شويد. البته براي بسياري از مردها عشق به كار مترادف است با موفقيت مادي. اين يك نمونهي بارز از حالت علت و معلولي است: اگر به بالاترين مقام برسند و ثروتمند شوند به كارشان عشق ميورزند. زنها به ندرت عشق به موفقيت را يك پديدهي مستقل ميدانند. ما بر خلاف مردها تمايلي به تفكيك جنبههاي متعدد زندگي روزمره نداريم. بنابراين هنگامي كه سرگرم انجام كاري هستيم كه به خودي خود جالب نيست به سختي ميتوانيم خوش بين باشيم حتي اگر بدانيم كه احتمال موفقيت در راهمان وجود دارد. در محل كار نيز ميتوانيد به همين ترتيب به خود بياموزيد كه هر كاري به شما محول شد انجام بدهيد و از انجام آن خشنود باشيد. اما در نهايت اگر از انجام كارتان احساس خوبي نداشته باشيد ناچاريد تظاهر كنيد و اين به معناي پس زدن چيزي است كه من آن را «فرصت طلايي» نام نهادهام. اگر از انجام بازي لذت نبريد نميتوانيد در آن شركت داشته باشيد. 2ـ چهار اصل اساسي احساس ميكنم بخش كشف نشدهاي در وجود زن هست كه تنها يك زن ميتواند آن را كشف كند. برخي از رايجترين اصلاحاتي كه براي توصيف مديران مرد به كار رفته عبارتند: «مرد ميدان»، «برنده تمام عيار»، «جسارت»، «خودنمايي»، «ميل به بردن»، «حفظ قدرت»، «جان سخت»، «تفريح»، «رقابت بيرحمانه». واژههايي كه در توصيف زنها به كار رفته بودند عبارتند از: «همكاري»، «پيچيدگي اجتماعي»، «كارگروهي»، «احترام به ديگران»، «غير رقابتي»، «تمايل به تقسيم قدرت»، «توجه به هماهنگي گروه»، «فضايي كه در آن هر كسي ميتواند برنده باشد»، « نياز به محبوبيت»، «كمك رسان». در تمام گفت و گوهايي كه پيرامون زن و مرد انجام ميشود هميشه موضوع اصلي كما بيش يكسان است. هر بار اساتيد، دانشجويان، زنان و مردان شاغل از يك سري كلمات استفاده ميكنند كه ممكن است بجا يا نابجا به كار رفته باشد. نكتهي مهم اين است كه زنها بايد اين تفاوتها را درك كنند زيرا هر چه آگاهتر باشيم امكان دستيابي ما به قدرت بيشتر خواهد شد. ندانستن هنر نيست و آگاهي نهايتي ندارد. اكنون به چهار اصل اساسي ميپردازيم كه مبناي همان سياستهايي است كه براي شركت در بازي بايد از آنها آگاه شويد. شما همان كسي هستيد كه ميگوييد. شركت در هر بازي مستلزم رويارويي با انتخابهاي گوناگون است و بازي تجارت نيز از اين قاعده مستثني نيست. شما فقط در صورتي موفق خواهيد بود كه از موضع قدرت تصميمگيري كنيد. در راه يك زن موانع بسيار زيادي وجود دارد و علت تمام اين موانع رويارويي ما با مسالهاي به نام خانواده است. من هيچ زني را نديدهام كه تنها مسايل خودش را داشته باشد. همهي زنها در بخشي از زندگي خود ارتباط شخصي مهمي دارند كه يا به والدينشان مربوط ميشود يا به خواهد، برادر و فرزندانشان. اين بدين معناست كه بسياري از ما ناچار ميشويم ميان وظايف خانوادگي و تعهدات شغلي در نوسان باشيم. گاهي بايد كارمان را كنار بگذاريم گاهي ناچاريم ساعت كارمان را تغيير دهيم و گاهي بايد كارمان را در شهرهاي ديگري دنبال كنيم. مردها عموماً كشمكش ميان ماندن در خانه و ادامهي روند سازماني را ندارند. بنابراين عواملي كه بر شغل شما اثر ميگذارند به مراتب بيشتر از عوامل موثر بر شغل مردهاست. بازي شما پيچيدهتر است. اگر خود را قرباني اين نظام بدانيد تنها زندگي خودتان را دشوارتر ساختهايد. بسياري از ما شخصيت بياراده و مغبون خود را تحمل ميكنيم شايد تنها به اين دليل كه اولين الگوي شخصيتي ما يعني مادرمان چنين بوده است. به عقيدهي من زنها دو راه در پيش رو دارند: يا بايد جهان پيرامونشان را براساس انتخابهاي خود بسازند يا بايد به شخص ديگري اجازه بدهند كه برايشان تصميمگيري كند. اگر ميخواهيد اختيار شغلي خود را به دست بگيريد اين كار را با فرستادن پيامهاي مناسب دربارهي خودتان آغاز كنيد. هدف خود را انتخاب كنيد و با صداي بلند به خود بگوييد: «من ميتوانم اين بخش را اداره كنم. من كاري عالي ارايه ميدهم». خود را در حال انجام كار مورد نظر مجسم كنيد. در آن صورت چه احساسي خواهيد داشت؟ چگونه به نظر ميرسيد؟ بكوشيد تخيلات مثبت خود را به حقيقت بپيونديد. اولين قدم در راه موفقيت اين است كه به خود بقبولانيد فرد موفقي هستيد. هدفها يكسان نيستند. شايد ماجراي زوجهايي را شنيده باشيد كه براي نجات روابط فرو پاشيدهي خود به مشاور مراجعه ميكنند. شوهر ميگويد: «هيچ نميفهمم، ما خانهي خوب، بچههاي خوب و اتوميبل خوب داريم. ديگر چه ميخواهد؟» زن جواب ميدهد: «هيچ كدام از اينها مرا خشنود نميكند». مرد خشمگين ميشود زيرا منظور همسرش را نميفهمد. وقتي صحبت رضايت از انجام كار به ميان ميآيد زنها نسبت به مردها به مراتب انتظار بيشتري دارند. پاداشهاي مردانهي متعارف از قبيل پول، مقام و اعتبار اجتماعي هميشه زنها را تحت تاثير قرار نميدهند. امروزه زنها ياد گرفتهاند كه به نيازهاي خود نيز به اندازهي نيازهاي ديگران توجه داشته باشند. اين موضوع به آنها كمك ميكند حس آزادي و استقلال جديدي را در محيط كاري تجربه كنند. شغل ما نه به شوهرمان مربوط است نه به فرزندان و والدينمان. شغل ما كاملاً به خودمان مربوط است. اما آيا ميتوانيم خود را با اين تغيير وفق بدهيم؟ بسياري از ما نميدانيم كه از شغلمان چه انتظاري داريم. ما هنوز نميدانيم اين شغل ماست يا براي دستيابي به كمك هزينهاي براي زندگي آن را انجام ميدهيم. هنوز در شك و ترديد به سر ميبريم كه آيا كارمان معناي خاصي برايمان دارد يا تنها براي خشنودي خانوادهمان به آن سرگرميم. دربارهي آينده و هدف حرفهاي خود پيوسته به گفتگوي دروني سرگرميم و ظاهراً اين چرخه هيچ گاه چنان كه تصور ميكنيم به جايي ختم نميشود. سراسر زندگي ما را چيزي فرا گرفته كه من آن را نارضايتي الهي ناميدهام. نه كارمان خوب است نه محل كارمان. ممكن است چنين احساسي باعث شود زنهاي زيرك همواره گوش به زنگ باشند زيرا اين امكان وجود دارد كه آنها را به تقلاي بيشتري وا دارد. اما حتي در اين صورت نيز ناآرامي غير ضروري آنها در نهايت به اتلاف انرژي منجر ميشود. براي اغلب مردها رضايت واقعي از كار اهميت چنداني ندارد. چشمانداز موفقيت و دستيابي به مقام و اعتبار اجتماعي و شايد پول ميتواند كار طاقتفرسا و خستهكنندهي روزانه را قابل تحمل كند. مردها با در نظر داشتن دورنماي پاداشهاي آينده خود را با كاري كه دوست ندارند تطبيق ميدهند. اما زنها بر خلاف اين مدير مرد در حيطهي كاري شركت به دنبال كار هستيم كه برايمان جذابيت بيشتري داشته باشد. ما چيزهايي را كه براي مردها نشانههاي قطعي موفقيت هستند ناديده ميگيريم. پاداش نهايي ما زنها فقط رسيدن به وضعيتي است كه بتوانيم بگوييم: «از انجام كارم لذت ميبرم». به خاطر داشته باشيد كه وقتي به كارتان عشق ميورزيد يعني برندهي نهايي هستيد. با اين حال لازم است هوشياري خود را حفظ كنيد و از خطرهاي موجود در راهتان غافل نشويد. در هر بازيي وقتي دو بازيكن به دو هدف متفاوت توجه دارند نحوهي بازي و پيشروي آنها با توپ نيز با هم متفاوت خواهد بود. وقتي ما به جاي هدفي كه در پيش رو داريم به احساس رضايت از كارمان اهميت ميدهيم روش بازي ما مثل روش مردها نيست. آنها به احتمال قريب به يقين بيشتر به مقام و موفقيتهاي مادي ميانديشند نه به احساس رضايت. من به شخصه ديدگاه زنها در زمينههاي حرفهشان را دوست دارم زيرا بينش ما كليتر است. اما بايد اين را بدانيم كه بسياري از تصميمهاي ما به فرهنگ بازرگاني مرد سالارانه سازگاري ندارند و اگر بخواهيم به روش خودمان عمل كنيم بايد پيامدهاي آن را بپذيريم. محل كار انجمن خيريه نيست. شركتي كه يك بازي جديد كامپيوتري به نام فوتبال استارفاير را ارايه داده است ادعا ميكند كه اين بازي اولين بازي ورزشي است كه با توجه به روحيات دخترها طراحي شده است. منظور شركت سازنده از اين ادعا چيست؟ در اين بازي روابط نيز به اندازهي فرستادن توپ به درون دروازه نقش دارد. بر طبق نوشتهي روي جلد اين سيدي كامپيوتري «امتياز نهايي برندهي بازي را تعيين نميكند. دوستي و سرگرمي نيز در اين بازي نقش دارد». بازيهاي پسرانه فقط به برد و باخت ختم ميشود. دوستي و صميميت در آنها جايي ندارد. دست كم هنگام شركت در بازي از دوستي خبري نيست. ارتباطهاي دوستانه بعد از پايان بازي وجود دارد. خلاصه اين كه زنها هنگام ورود به محيطههاي كاري خيلي بيشتر از مردها به ايجاد و حفظ ارتباط علاقه دارند. هر گاه با كسي صحبت ميكنيم چه مسئول خشكشويي باشد چه صندوقدار چه رييس، ميخواهيم از سرگذشت او با خبر شويم، ميخواهيم تبادل احساسات داشته باشيم، ميخواهيم شخص مقابلمان را به چشم يك شخص عادي ببينيم نه شريك يك معاملهي تجاري. پژوهشهاي پيدرپي نشان ميدهد كه زنها خيلي بيشتر از مردها به دنبال ايجاد و حفظ روابط صميمانهاند. در اين عصر جديد تجارت كه جلب رضايت مشتري اهميت فوقالعادهاي دارد گرايش زنها به ايجاد روابط صميمانه يك امتياز محسوب ميشود. وقتي شما استعداد همكاري با ديگران را داريد يعني اين كه ديگران در كنار شما احساس راحتي ميكنند و شما ميتوانيد اعتماد آنها را جلب كنيد و احتمالاً شنوندهي خوبي هستيد. اگر بتوانيم بر گفتگوهاي درونيمان غالب شويم شگفت زده ميشويم زيرا متوجه ميشويم كه مردها اغلب همان چيزهايي را ميگويند كه ما بايد بدانيم. مهارت زنها در زمينههاي ارتباطي ميتواند رمز موفقيتهاي بزرگتر آنها باشد. زني را ميشناسم كه در راس يك شركت تبليغاتي مردسالار فعاليت ميكند. علت رسيدن او به اين مقام، گذشته از تواناييهاي حرفهاي اين است كه هر گاه ميان موسسه و مشتري (يا اغلب اوقات ميان بازيكنان اصلي شركتش) مشكل ارتباطي پيش ميآيد او تنها كسي است كه همه به او اعتماد دارند. در حقيقت زماني كه بازيكنان اصلي با هم صحبت نميكنند او ميانجيگري ميكند و به رفع اختلاف آنها ميپردازد. تركيب غير معمول مهارتهايش او را به عامل ارزشمندي در عرصهي فعاليتهاي شركت تبديل كرده است. من زنهايي را ديدهام كه سليقهي شخصي خود را در تمام ابعاد كارشان دخالت دادهاند تا حدي كه افراد را براساس ميزان علاقهي شخصي استخدام ميكنند نه بر مبناي شايستگي حرفهاي آنها. زنهايي را نيز ديدهام كه در اثر عدم همكاري با كساني كه مورد تنفرشان هستند تيشه به ريشهي حرفهي خود زدهاند. همكاران شما دوستان يا بستگان شما نيستند. دوست داشتن يا نداشتن شما نبايد تاثيري در گزينش افراد داشته باشد. شما فقط بايد با اين افراد كار كنيد. برخي از موفقترين افرادي كه ميشناسم از داشتن هر گونه ارتباط اجتماعي با همكارانشان اجتناب ميورزند. افرادي كه در محيط كارري شما هستند ميتوانند آشنايان خوبي باشند كه شما ميتوانيد ارتباط كاري مطلوبي با آنها داشته باشيد اما آنچه در بالاترين مرتبهي اهميت قرار ميگيرد كار است. اعمال سليقهي شخصي مايهي دردسر ميشود. بازيكني كه با توپ فوتبال در زمين ميدود ميداند كه بايد توپ را به دروازه برساند و براي رسيدن به اين هدف هركس را كه در مسيرش قرار بگيرد كنار ميزند و پيش ميرود. اگر لازم باشد با كفش استوكدارش به پاي بازيكن دفاع پوششي لگد ميزند و دوستي و صميميتش با آن بازيكن او را از اين كار باز نميدارد. براي ايجاد تغيير در روش كار خود چگونه و از كجا آغاز ميكنيد؟ آموزش درست مثل همهي بازيهاي ديگر. شايد عدم دخالت احساسات در امور حرفهاي كمي غير عادي به نظر برسد اما هر چه بيشتر در اين زمينه تمرين كنيد برايتان عاديتر ميشود. به عبارت ديگر تنها چارهي كار عمل كردن به آن است. زنها بايد اين را بفهمند كه حريفانشان در دنياي تجارت به خوبي ميدانند چگونه احساساتشان را مخفي نگاه دارند. شما هميشه يك مادر، يك دختر و يك همسريد. اما به طور كلي پسر بچهها چنان كه بايد و شايد با دختر بچهها همبازي نميشوند و به همين دليل دوستي و صميميتي نسبت به آنها در خود حسن نميكنند. در نتيجه به ندرت پسر بچهاي رات ميبينيم كه با چندين دختر بچه همبازي شده باشد. از نظر اجتماعي نيز چنين چيزي چندان قابل قبول نيست. وقتي آن پسر بچه تبديل به مرد بزرگسالي ميشود و زماني فرا ميرسد كه در محل كار بايد با جنس مخالف ارتباط برقرار كند در اين كار شكست ميخورد. او نيز مثل اكثر افراد هنگام شك و ترديد كليشهاي عمل ميكند. بنابراين ناچار ميشود همكار مؤنثش را به چشم مادر، دختر، همسر يا معشوقهاي نگاه كند. اين حالت حتي در شرايطي كه همكار مؤنث هيچ يك از نسبتهاي فوق را با او ندارد نيز صدق ميكند. جنبهي منفي چنين ارتباطي چيست؟ مردها هيچ گاه دختر خود را با خود برابر نميدانند (و اگر رييس باشند اين موضوع شدت مييابد). بنابراين پس از چند سال سرشار از فرصتهاي چشمگير احساس ناكامي ميكنيد. گام بعدي شما چه خواهد بود؟ كارتان را رها ميكنيد. من نيز هنگامي كه «دختر» رييسم بودم همين كار را كردم و اين يكي از زيركانهترين گامهايي بود كه در مسير حرفهايم برداشتم. از كنار گذاشتن شغلم غمگين بودم اما چون آشكارا راهي براي ترقي نداشتم كارم را رها كردم. اما اين كار را با دقت و احتياط بسيار زيادي انجام دادم. به خاطر داشته باشيد كه حفظ حمايت پدرانهي رييس هنگام ترك كار اهميت فوقالعادهاي دارد زيرا او ميتواند در مقام مشاور و راهنما در طي مسير حرفهايتان نقش حايز اهميتي داشته باشد. هيچ گاه مثل يك فرزند عصيانگر او را ترك نكنيد. او را متقاعد كنيد كه امكان پيشرفت شما را خود او فراهم كرده و از او بخواهيد كه از شما پشتيباني كند. نقش همسر دشوارترين نقش است. در اين نقش شما را كما بيش در مقامي هم سطح خود پذيرا ميشوند. اما تمامي مشغلههاي زندگي واقعي رييس نيز گريبانگيرتان خواهد شد. اگر او با زني ازدواج كرده باشد كه دايم غرولند ميكند و شما ندانسته از كلماتي استفاده كنيد كه او را به ياد همسرش مياندازد به احتمال زياد با خشم رانده ميشويد همان طور كه همسرش هميشه با خشم رانده ميشود. به طور كلي هر گاه همسر كسي باشيم روشهايي را در پيش ميگيريم كه منافعمان را تامين كند و تا زماني كه شرايط برايمان طاقتفرسا نشود از همسرمان جدا نميشويم. نقش «مادر» يك نقش ستني است. منشياي كه سي و هفت سال سابقه كار دارد، زني كه سي سال تمام مسئول ستون اقتصادي روزنامه بوده و مديري كه از سال 1975 ترفيع مقام نگرفته همگي نقش «مادر» را دارند. او به كارمندان جديد خوشامد ميگويد و اطمينان حاصل ميكند كه فرزندان معاون جديد اداره در مدرسهي مناسبي ثبت نام شده باشند. او تمام مقررات اداره را مثل كف دستش از حفظ است. حتي شايد نيمي از اين مقررات را خودش ابداع كرده باشد. بدي نقش «مادر» در اين است كه اقتدار مادرها آشكار نيست. آنها با كنايه و فريبكاري كارها را به انجام ميرسانند. اما بهترين مزيت نقش «مادر» اين است كه هيچ رييسي نميتواند مادرش را اخراج كند. اگر شما به نقشتان علاقهمند باشيد اين نقش تا ابد مطلق به شماست. مادرها تا زمان بازنشستگي در امنيت كامل به سر ميبرند. 3ـ آمادگي براي شركت در بازي پس از سالهاي پيدرپي متوجه شدم كه افراد موفق هيچ گاه كنار نميايستند تا به دام حوادث گرفتار شوند. آنها به پيش ميتازند و حوادث را گرفتار خود ميكنند. با زمين بازي آشنا شويد فرض كنيد ميخواهيد شطرنج بازي كنيد. آيا از صفحهي تخته نرد استفاده ميكنيد؟ نه. اما به طور استعاري ميتوان گفت اين همان كاري است كه اغلب زنها انجام ميدهند. همهي بازيها بر روي يك صفحه يا زمين سازمان يافته انجام ميشود. اگر اين بازي فوتبال باشد بر روي زميني به ابعاد تقريبي صد متر انجام ميگيرد. اگر چكرز چيني باشد ستارههايي بر صفحهي بازي به چشم ميخورد. در بازي منوپلي راه بازي يك طرفه است و بر محيط يك مربع انجام ميشود. در مسابقهي اسبدواني ساليانه زمين دايرهاي شكل است. هر بازييي زمين خاص خود را دارد. بازي كسب و كار نيز بر روي صفحه يا زمين خاص خودش انجام ميشود. زمين بازي از گذشتههاي دور به شكل يك مثلث يا هرم طرحريزي شده است. در قاعدهي آن تعداد افراد بيشتري از ساير قسمتهاست. هر چه بالاتر ميرويم رديفها كوچكتر ميشوند تا اين كه در راس آن تنها يك نفر قرار ميگيرد. مزيت ساختمان هرمي شكل در شفافيت محدودهي اختيارات است كه در امتداد يك خط از پايين به بالا قرار دارد. همه ميدانند چه كسي در مقام نظارت بر امور است و چه كسي نيست. جنبهي منفي چنين سازماني اين است كه در آن واكنشهاي صادقانه و گسترده مجاز نيست. ارزش اطاعت بيشتر از انتقاد سازنده است. از مخاطرهجويي پرهيز ميكنند. افراد بلهقربانگو پيشرفت ميكنند. مشكل اكثر زنها اين است كه با تصور متفاوتي از اين صحنهي بازي وارد عرصهي كار ميشوند. زنها شكل دايرهاي را بيشتر ميپسندند. دايره يادآور دايرهي دوستان ما در دوران كودكي است. وقتي خالهبازي ميكرديم دربارهي اين كه هر يك از وسايل خانه را كجا بگذاريم يا كدام اتاق را اول تكميل كنيم مدتها گفتگو ميكرديم. در آن زمان، همه با هم برابر بوديم. به عبارت ديگر در خالهبازي هيچ كس رييس نبود. اين دايره باعث ارتباطي گسترده ميشد زيرا همه حق صحبت با يكديگر را داشتند. هيچ كس از طرد شدن كمك يا عقايدش واهمه نداشت. اما در دنياي تجارت شكل دايره مشكل ساز است. اكثر اوقات زنهايي كه در زمينهي كسب اطلاعات و اعمال قدرت از الگوي دايرهاي شكل تبعيت ميكنند معمولاً زير بار مسئوليت ميمانند. از آنجا كه به كارگيري همهي اطلاعات امكانپذير نيست نارضايتي ايجاد ميشود و اين شكايت معمول همچنان ادامه مييابد: «خانم مدير هميشه ميخواهد نظرم را بشنود اما هيچ وقت ترتيب اثر نميدهد. نميدانم اصلاً براي چه نظر مرا ميپرسد». اما مشكل اصلي زنها مزيت شكل دايره بر شكل هرم يا بر عكس نيست. همان طور كه در هنگام بازي تخته نرد بر روي صفحهي نرد بازي ميكنيم وقتي با حريفي بازي ميكنيم كه معيار متداولش هرمي شكل است ما نيز بايد با شكل هرم بازي كنيم. برچسبها شفافيت چشمگيري دارند. اگر شما معاون مدير هستيد مثل يك معاون عمل كنيد، مثل يك معاون صحبت كنيد و كار يك معاون را انجام بدهيد. در اين جا مسايل ارتباطي مطرح نيست. موضوع اصلي صفحهي بازي است. شما در سطح معيني از هرم جاي داريد. پس بر طبق جايگاهتان عمل كنيد. آنها از اين حقيقت غافل هستند كه يك ايده هر قدر خوب و مناسب باشد از نظامي كه بايد آن را تاييد كند ضعيفتر است. من هميشه بر اين عقيده بودهام كه بهترين الگوي بازي تجارت دايرهاي است كه در بالاي راس هرم قرار ميگيرد. بدين ترتيب واكنش متقابل در ميان تمام سطوح كاركنان امكانپذير ميشود در حالي كه سلسله مراتب مشخصي نيز در كل سازمان وجود دارد. فرهنگ گروه را بررسي كنيد. بسياري از ما گمان ميكنيم ارزشهاي شركتمان به اندازهي شغلمان اهميت دارد. براي خود من حتي تصور كار كردن در سازماني با ديدگاه مخالف نيز غير ممكن است. مردها با همان شيوهاي كه كارشان را تقسيمبندي ميكنند (به فصل پنج كتاب مراجعه كنيد) به تقسيم بندي زندگيشان نيز ميپردازند: اين حقوق من است، اين شغل من است، اين خانوادهي من است، اين نظام اعتقادي من است. زنها به كل اين مجموعه اهميت ميدهند. ما دوست داريم همهي ابعاد زندگيمان مطلوب باشد نه فقط حقوق، محدودهي اختيارات يا مقام اجتماعيمان. اگر ميخواهيد فرد موفقي باشيد بايد از محل كارتان رضايت كامل داشته باشيد. وقتي براي انجام مصاحبه به پشت در ميرسيد اين را با دوستان، آشنايان و بستگانتان ارتباط داشتهايد. اين شركت نيز دريچهاي به سوي ارتباطهاي بعدي شماست. در شركتهاي كوچكتر نيز مديركلها شخصيت عمومي شركت را شكل ميدهند. اين فرهنگ را شناسايي كنيد. از مهارتهاي ارتباطي خود بهره جوييد. شخصي كه با شما مصاحبه ميكند احتمالاً معاوني دارد. با معاون او از در دوستي در آييد. از آن جا كه معمولاً ناچاريد پيش از مصاحبه مدتي انتظار بكشيد اين فرصت را غنيمت بدانيد و سعي كنيد به احساسات ساير زنها دربارهي شركت، كار و مديريت آن پي ببريد. هميشه پيش از ورود يك متقاضي كار به دفترم معاونهايم در آستانهي در پديدار ميشوند و با اشارهي دست نظرشان را دربارهي آن متقاضي ابراز ميكنند. نام مسئول پذيرش در مقابلش نوشته شده است. از نام او استفاده كنيد. از توجه او به نفع خود استفاده كنيد. ممكن است او به شما يك ليوان نوشيدني تعارف كند. دستش را رد نكنيد. اكثر خانمها از پذيرفتن نوشيدني امتناع ميورزند زيرا گمان ميكنند باعث زحمت آن زن ميشوند. اكثر مردها نوشيدني را ميپذيرند زيرا ميدانند اين كار بخشي از وظايف آن زن است. بيشتر ما زنها توجه و وقت زيادي را صرف شناختن محيطهاي مهم ديگر زندگيمان ميكنيم. اگر بخواهيم فرزندمان را در مدرسهاي ثبت نام كنيم سعي ميكنيم از تمام شرايط آن مطلع شويم. آيا كلاسهاي درس وسايل لازم را دارند؟ آيا تعداد آموزگاران با نسبت دانشآموزان هماهنگي دارد؟ آيا مدرسه معروف و خوشنام است؟ با مادران ساير دانشآموزان صحبت ميكنيم. خانمهايي را ميشناسم كه پيش از گذراندن تعطيلات در محل مورد نظر ماهها دربارهي چند و چون آن محل تحقيق ميكنند. خانمهايي را ميشناسم كه وقتي ميخواهند خانهاي را بخرند ابتدا در خانه مستقر ميشوند بعد آن را ميخرند. ارتباط هر كسي با محل كارش يكي از مهمترين ارتباطهاي زندگي است. بنابراين حتماً به آن توجه لازم را داشته باشيد.
جذب گروه شويد يك مصاحبه را در نظر بگيريد. مردي كه با نشستن و انتظار كشيدن براي شروع بازي آشنايي دارد با آمادگي كامل براي عرضهي قابليتهاي خود از راه ميرسد. با تمام رفتار و حركاتش گويي با زبان بيزبان ميگويد:«مربي، مرا در بازي راه بده». از سوي ديگر، اكثر زنها تمام عمر خود را با اين انتظار سپري ميكنند كه كسي به آنها توجه نشان بدهد. به ما آموختهاند كه بايد صبر كنيم تا از ما درخواست كنند زيرا اين مودبانهتر است. (تعجبي ندارد كه تحقيقات انجام شده نشان ميدهد اگر پسري در كلاس نباشد تعداد دخترهايي كه براي پاسخ به پرسش آموزگار داوطلب ميشوند دو برابر خواهد بود). در دوران كودكي به ما نياموختهاند كه مثل پسرها تواناييهايمان را به نمايش بگذاريم. اما در يك مصاحبهي شغلي ناچارند اين كار را بكنيد. بايد تمامي قابليتهايي را كه در چنته داريد آشكار سازيد. حتي اگر اين اولين شغل شماست و تنها چيزي كه ميتوانيد بگوييد اين است كه فردي منظم و سختكوش هستيد ترديد را كنار بگذاريد و حتماً اين را بگوييد. بگذاريد بفهمند كه چه فرد دقيقي هستيد. بايد هوشيار باشيد زير شما به درون فضايي با كليشههاي مذكر ـ مؤنث پرتاب ميشويد. اولين نكتهاي كه به آن توجه ميشود مربوط به زمان پيش از شروع مصاحبه است: وقت شناسي. آري، مردها نيز به اندازهي ما تاخير ميكنند. اما در اذهان عمومي تصوير مردي كه تاخير دارد به اندازهي زنها جايي ندارد. زنها در اذهان عمومي چنان درگير زندگي هستند كه هميشه دير ميرسند. رفتارهاي كليشهاي ديگر همراه با شما وارد اتاق مصاحبه ميشوند. بازيهاي پسرانه قدرت بدني آنها را تقويت ميكنند در حالي كه بازيهاي دخترانه چنين نيستند. به همين دليل مردها همواره آمادگي دارند كه با گامهاي استوار وارد اتاق شوند، بنشينند و بزرگ جلوه كنند. منظورم اين نيست كه شما بايد مثل بازيكنان فوتبال با حالتي شق و رق وارد اتاق بشويد فقط نبايد بيش از حد مطيع به نظر برسيد. هر طور كه ميتوانيد كاري كنيد كه اعتماد به نفس سراپاي وجودتان را فرا بگيرد و در چهره و رفتارتان منعكس شود. تكتك حركات شما حايز اهميت است. مثلاً اگر نميتوانيد محكم دست بدهيد با يك جملهي تاثيرگذار اين ضعف را جبران كنيد. اهميت محكم دست دادن زماني بر من آشكار شد كه يك گويندهي اخبار براي مصاحبه به ديدنم آمد. وقتي با او دست دادم محكم دستم را فشرد. بلافاصله اشتياقي براي انجام مصاحبه در خود حس كردم. احساس ميكردم او يك مصاحبهگر تمام عيار است. بسياري از زنها محكم دست نميدهند و شايد علت اين باشد كه زنها هيچ گاه مايل نيستند قدرت بدني خود را آشكار سازند. آيا هنگام رويارويي با افراد به چشم آنها نگاه ميكنيد؟ زنها آموختهاند كه محجوب باشند به همين دليل به ندرت از قدرت نفوذ نگاه خود بهره ميجويند. از آن گذشته به ما به طور مستقيم و غير مستقيم آموزش دادهاند كه از نگاه مستقيم در چشم ديگران پرهيز كنيم زيرا در اين صورت گستاخ به نظر ميرسيم. همواره اين نكته را به خاطر داشته باشيد: بعضي از مصاحبهها موفقيتآميز و برخي ديگر ناخوشايندند. اين يكي از واقعيتهاي زندگي حرفهاي است و هيچ دليلي ندارد كه تصور كنيد اشكالي در وجود شماست. اگر مصاحبهاي بد و ناخوشايند باشد نشانگر اين واقعيت است كه جاي شما در آن شركت نيست. اصولاً تجارت يك مصاحبهي طولاني است پس بهتر است از ابتدا نحوهي شركت در آن را بياموزيد. نكته مهم: معمولاً زنها گمان ميكنند بايد باهوشتر و زرنگتر از مردها باشند تا شغلي نصيبشان بشود در حالي كه زرنگي بيش از حد ممكن است به ضررتان تمام بشود. اگر براي مصاحبه هزار و يك نكتهي مهم و ضروري را در ذهن داشته باشيد در زمان انجام مصاحبه چنان سرگرم عرضهي معلومات خود ميشويد كه شايد حتي از گفتگوي اصلي غافل بمانيد. لباس مناسب بپوشيد مردها هنگام لباس پوشيدن مشكلي ندارند. لباس آنها مشخص است: كت و شلوار. به عبارتي وقتي مردي خود را به رييس آيندهاش معرفي ميكند طرز لباس پوشيدنش جلب توجه نميكند. آنچه حايز اهميت است نحوهي دست دادن، شخصيت و سابقه كاري اوست. شيوهي لباس پوشيدن يك زن بخش مهمي از وجههي اجتماعي اوست. طرز لباس پوشيدن ما به همكارانمان نشان ميدهد چگونه افرادي هستيم. دوست داريد ديگران چه تصوري از شما داشته باشند؟ ميخواهيد فكر كنند شما زحمتكش هستيد يا سنت شكن؟ آيا شما فردي نوانديش، خونگرم و مطمئن هستيد؟ آيا فردي محافظه كار، كمرو و عصبي هستيد؟ طرز لباس پوشيدن شما ميتواند نشانگر تمامي اين خصوصيات باشد و نحوهي ارتقاء شما در آينده نشان ميدهد كه اين مساله منافعتان را تامين ميكند يا خير. مهمترين پيامي كه طرز لباس پوشيدن شما ميرساند عبارتست از: من براي اين شغل مناسبم. من آمادهي انجام كارم. من براي رسيدن به هدفم لباسهاي مناسبي پوشيدهام. زنها ميتوانند در لباس پوشيدن با تدبير و سياست عمل كنند. يك وكيل درجه يك به من گفت وقتي مذكرهي دشواري در پيش رو دارد لباسي ميپوشد كه زنانهتر باشد زيرا با اين كار حريفش فراموش ميكند كه او چه قدر جدي و انعطافناپذير است. اما در روزهاي عادي يك كت و شلوار معمولي به تن ميكند تا همكارانش بدانند كه قابليتهاي او از آنها كمتر نيست. نتيجه: لباسي بپوشيد كه با گروهتان هماهنگي داشته باشد اما اين كار را با اطمينان و ابتكار و در محدودهي سليقهي شخصي خود انجام بدهيد. طرز لباس پوشيدن شما به دنيا اعلام ميكند كه شما چه تصوري از خود داريد و چه كسي ميخواهيد باشيد. هدف درستي را برگزينيد برنامهريزي باعث ايجاد احساس امنيت ميشود و هدف مشخصي را آشكار ميسازد. ميتوانيد آن را بر روي كاغذي بنويسيد و دلگرم شويد. اهداف ثابت مانع ايجاد فرصتهاي جديد ميشوند. هيچ حرفهاي به موازات يك خط صاف پيش نميرود. مسير هر حرفهاي پر از فراز و نشيب و پيچ و خم است. نشانهي يك بازيكن خوب قوهي ابتكار اوست. اتكا به يك برنامه مشخص منتهي ميشود مانع شكوفايي قوهي ابتكار فردي ميشود. زني كه به مقام جديدي منصوب ميشود كه حتي در تصور شما نيز نميگنجيده است شايد براي كسب آن مقام هيچ گاه برنامهريزي نكرده باشد. در زماني كه شما سرگرم طرحريزي برنامه هفت مرحلهاي خود بوديد او از يك فرصت طلايي آني و غير مترقبه بهره جسته است. اقدامهاي خوب و مهم را با تخيل در هم آميزد. اهداف مشخص فرصتها را تباه ميكنند در حالي كه تخيل باعث ايجاد فرصتها ميشود. بكوشيد كه يك شناخت كلي از آنچه ميخواهيد و مقصد نهايي خود داشته باشيد. آن گاه سعي كنيد خود را در آن مقصد مجسم كنيد. مردها چنين ميكنند. از همان اولين روزي كه وارد كاري ميشوند خود را در مقام مدير كل مجسم ميكنند. همهي مردهايي كه زير نظر من كار ميكنند خود را مدير آيندهي سي ان ان ميدانند. در حالي كه زنها به ندرت چنين ذهنيتي دارند. آنها كمتر خود را بالاتر از زني ميبينند كه در ميان همكاران زن بالاترين مقام را دارد و اكثراً مقام آنها هر قدر هم بالا باشد به پاي مقام مدير كل نميرسد. بكوشيد كه ذهنيت خود را با واقعيات موجود مطابقت بدهيد. ذهنيت داشتن به تنهايي كافي نيست. بايد دايم در حال حك و اصلاح ذهنيت خود باشيم تا محدوديتي در انتخابهايمان ايجاد نشود. به جاي آن كه تمام روز از خود بپرسيد: «چرا؟» عادت كنيد كه بگوييد: «چرا نه؟»
4ـ كسب امتياز انسان در هيچ يك از مراحل زندگي خود نميتواند بگويد: «بسيار خوب، من ديگر موفق شدم، حالا ميتوانم چرتي بزنم.» براي يك مرد هر چيزي اهميت دارد: اندازهي دفترش، تعداد كارمندانش، ميزان در آمدش و كميت هر چيزي كه قابل اندازهگيري باشد. آنها هميشه در پي كسب امتيازند. مردها بر خلاف زنها، هميشه ميخواهند زودتر بازي را شروع كنند. هدف آنها در بازي بردن است. اگر ندانيم امتياز چه كسي بيشتر است چه گونه ميتوانيم برنده شويم؟ مزاياي جنبي نيز مثل لباس پوشيدن حايز اهميتند. از ديد همكاران تجاري شما اين مزايا معرف خود شما هستند. آنها يا نشانهي قدرت هستند يا نيستند. مردها هميشه ميخواهند بفهمند چه كسي جلوتر و چه كسي عقبتر از آنهاست در حالي كه زنها چنين نيستند. به عبارت ديگر زماني كه مردها در پي كسب امتيازند ممكن است ما بازنده به نظر برسيم. زنها ميگويند: «من به خوبي كارم را انجام ميدهم و به اين نشانههاي موفقيت نيازي ندارم». در حالي كه مردها ميگويند: «حتما از امتيازش اطلاعي ندارد». كسب امتياز و دكوراسيون: زني را ميشناسم كه هوش سرشار و علاقهاش او را در دنياي تجارت به اوج موفقيت رسانده است. اما وقتي كسي وارد دفترش ميشود به اين موضع پي نميبرد. او ميداند كه وسايل فعلي دفترش به كارش ميآيند به همين دليل وقتي روسا به او پيشنهاد ميز جديد، صندلي چرمي مشكي يا كتابخانهي جديد و زيبا را ميدهند او پيشنهادشان را رد ميكند. او از كار كردن در جاي ناآشنا بيزار است به همين دليل هنگامي كه ميخواهند دفترش را نقاشيكنند يا كفپوش آن را عوض كنند او مودبانه مخالفت ميكند در حالي كه مديران اجرايي ديگريكه همتاي او محسوب ميشوند همگي دفترهاي بزرگ و نقاشي شده با پنجرههاي بزرگ دارند. 5ـ شركتدربازي چهاردهقانونبنياديبرايموفقيت زن مثل چاي كيسهايي است. تا وقتي در آب داغ فرو نرفته عطر و طعم آن آشكار نميشود. مردها در بازي كودكي ياد ميگيرند كه به دنبال چيزي كه ميخواهند برود. آنها اين را آموختهاند كه اگر هدف را به درستي تشخيص ندهند و براي رسيدن به آن تلاشنكنند شكست ميخورند. لازم نيست اين كار را به روش مردانه انجام بدهيد اما بايد: 1) فرق ميان روش بازي يك مرد و روش بازي خودتان را بدانيد. 2) بدانيد كه در حال حاضر روش بازي او قابل قبول است. 3) در صورت تمايل تصميم بگيريد كه روشتان را تغيير دهيد. اكنون به چهارده قاعدهي بازي ميپردازيم كه به شما ياد ميدهد چه گونه مثل مردها بازي كنيد و برنده شويد. هر بخش شامل يك موضوع و اقدامات رايجي است كه مردها و زنها انجام ميدهند. علاوه بر آن به مطالبي برميخوريد كه ممكن است برايتان مفيد باشد. 1)درخواستكنيد بگذاريد به صراحت بگويم كه تنها راه رسيدن به آنچه ميخواهيد درخواست كردن است. زنها به شيوهايي پرورش يافتهاند كه معتقدند «نه» يعني نه! به همين دليل اگر گمان كنند كه پاسخ منفي خواهند شنيد هيچگاه درخواستشان را مطرح نميكنند. اما مفهوم كلمهي «نه» براي يك مرد شامل مجموعهايي از كلمات است: نه، شايد، حالانه. مردها در سنين كودكي ياد ميگيرند كه معناي «نه» يك مفهوم نسبي است نه مطلق، يك بياعتنايي موقتي است نه يك مخالفت آشكار. هر پسري ميداند كه «نه» مخالفت قطعي نسيت. بدين معنا نيست كه در اوقات ديگر هم نميتواني براي بازي از خانه بيرون بروي. معناي آن اين است كه فعلاً در اين لحظه نميتواني بازيكني. مردها حتي زماني كه احتمال ميدهند با جواب منفي مواجه شوند باز جلو ميروند و درخواستشان را مطرح ميكنند. وقتي جواب منفي ميشنوند شانههايشان را بالا مياندازند و به دفترشان باز ميگردند، مدتي با مشكلشان كشمكش ميكنند سپس با نقشهايي براي تغيير جواب منفي به جواب مثبت دوباره به دفتر رييس مراجعه ميكنند. آنها به خود ميگويند: «براي مطرح كردن درخواستم زمان مناسبي نبود، روش درخواستم درست نبود، از كلمات مناسبي استفاده نكردم». زنها چون هر چيزي را به خود ميگيرند كلمه «نه» را به منزلهي انتقاد از تواناييهايشان ميدانند و با شنيدن آن گمان ميكنند ارتباط ميان آنها و روسايشان مخدوش شده است. نتيجهي چنين برخوردي چيست؟ زنها از تلاش دست ميكشند. تعبيري يك زن از جواب منفي عبارتست از: مطلقاً نه. پس چرا درخواست كنم؟ پس به شما ميگويم كه خواستهتان را بر زبان آوريد. آن را با صداي بلند در دفترتان بگوييد. تا زماني كه چيزي را با صداي بلند بر زبان نياوردهايد به واقعيت نميپيوندد. زنها تمايل دارند هر چيزي را در دل خود بريزند و عذاب بكشند. بله اگر خواستهتان را به زبان نياوريد آخر كار شرمنده نميشويد. بله اگر دربارهي خواستههايتان با كسي صحبت نكنيد هيچگاه شكست نميخوريد. اما اين را نيز بدانيد كه برنده نخواهيد بود. پس به ديوار مقابلتان نگاه كنيد و بگوييد: «من ميخواهم معاون بخش بازاريابي راهبردي بشوم». به سقف و پنجره و ميزتان روكنيد و اين جمله را تكرار كنيد.
2)اظهارنظركنيد پسرها در طي دوران كودكي خود در بازيهاي بيشماري كه شركت ميكنند باختن را ميآموزند. آنها ميفهمند كه هر شكستي موقتي است و هر كسي ميتواند به وضعيت موفقيتآميز خود باز گردد. آنها ميدانند كه با بر زبان آوردن يك سخن نادرست در يك جلسه دنيا به آخر نميرسد. زنها وقتي مركتب خطايي ميشوند يا وجههي خود را از دست ميدهند خود را شكست خورده ميدانند. از آن جا كه موفقيت برگ برندهي ماست گمان ميكنيم تا زماني كه اطمينان صددرصد نداريم نبايد از چيزي سخن بگوييم. اگر چيزي نگوييد هيچ كس حضور شما را احساس نميكند. هر جلسهاي آداب خاص خود را دارد. اين شماييد كه بايد آداب خاص هر جلسه را تشخيص بدهيد. 3) با صداي رسا و با صراحت سخن بگوييد اين بدترين روش در قواعد بازي است. هيچ گاه نبايد بپرسيد كه ميتوانيد بپرسيد يا خير. فقط بايد بپرسيد. ما زنها ياد گرفتهايم كه نظرمان را با اكراه بيان كنيم به همين دليل عباراتي نظير «نميخواهم مزاحم كارتان بشوم ولي …»، «ميدانم سرتان شلوغ است ولي …»، «شايد اين فكر قبلاً به ذهن خيليها رسيده باشد ولي …» و عبارات بيشمار ديگري را كه همگي به ولي ختم ميشود زياد به كار ميبريم. چرا بايد براي بيان مطلبي عذرخواهي كنيم؟ چرا نميتوانيم بدون معطلي حرف اصليمان را بزنيم؟ وقتي براي صحبت كردن اجازه ميگيريد در واقع به جاي قاطعيت مشروطيت را پشتوانهي مطلب خود ميكنيد و از اقتدار صحبت خود ميكاهيد. منظور از صحبت كردن با صداي رسا بلندي يا ملايمت صدا نيست. منظور استفاده كردن از صدا به شيوهاي تاثيرگذار است. اگر شما معتقد باشيد كه حق حرف زدن داريد حتي اگر هم صدايتان آهسته باشد ميتوانيد با اقتدار صحبت كنيد. براي همهي زنها لازم است كه دست كم در يك دورهي آموزش سخنراني شركت كنند. زنها براي ياد گرفتن فوت و فن بازي تنيس بدون معطلي در كلاس تنيس نامنويسي ميكنند اما حاضر نيستند براي آموختن راه و رسم سخنراني آموزش ببينند. بياموزيد كه با صداي خود جلب توجه كنيد. آيا تصور ميكنيد تمام مجريان مسلط از دوران كودكي در اين زمينه مهارت داشتهاند؟ بديهي است كه هيچ كس نميتواند صدايش را به طور كامل عوض كند اما هر صدايي را با آموزش ميتوان قدرتمندتر و موثرتر كرد. صداي شما مثل پيانو و ويلن يك ساز است. براي نيل به موفقيت بايد بتوانيد استادانه آن را بنوازيد. 4) تواناييهاي خود را به نمايش بگذاريد كسب و كار نيز همين گونه است. بخشي از پيشرفت هر كسي مرهون توانايي او در جلب توجه ديگران است. زني كه توجه ديگران را به خود جلب ميكند ميتواند اطمينان داشته باشد كه رييسش به خوبي كار او واقف است. كسب اعتبار حرفهاي بخشي از خود حرفه است. شايد بگويد شركت شما را براي انجام امور حسابداري استخدام كرده است. اما يكي از وظايف شما شركت در جلسات اداري است. به عبارت ديگر هر گاه برنامههاي جديدي را برايتان مطرح ميكنند يا در پي يافتن راهحلي براي مشكلات قديمي هستند انتظار دارند شما نيز پيشنهادي ارايه كنيد. وقتي كسي نيست كه به رييستان بگويد شما چه قدر با استعداديد از كجا بايد بفهمد كه شما پيشنهادهاي خوبي در سر داريد؟ شما نميتوانيد اين كار را به روش مردها انجام بدهيد. اگر مردي لاف بزند كسي بر او خرده نميگيرد. اما شما نميتوانيد لاف بزنيد. وقتي مردها براي هم رجزخواني ميكنند به ياد بازيهاي گروهي ميافتند. اما اگر زني رجزخواني كند اين كار هم در نظر مردها و هم در نظر زنهاي ديگر در حكم گستاخي و پررويي است. مردها در تمام بازيةاي كودكي خود بلوف زدن را ياد ميگيرند. اما در عروسك بازي و خاله بازي بلوف زدن وجود ندارد زيرا در اين بازيهاي برد و باخت مطرح نيست. هر كسي زماني كه ميخواهد برنده شود ناچار است بلوف بزند. اگر ميخواهيد در شغلتان موفق باشيد خواهي نخواهي بايد در طي مسير خود بلوف بزنيد. هميشه دوراني فرا ميرسد كه اصلاً انتظارش را نداشتهايد. در اين مواقع اگر مضطرب به نظر برسيد هيچ كس نميفهمد كه شما به توانايي خود اطمينان داريد. 5) در محيط كا در جستجوي ايجاد روابط دوستانه نباشيد همه چيز در حال تغيير است اما اين تغيير بسيار آهسته صورت ميگيرد. تاكيد بر پيروزي يك تفكر مردانه است. از ديدگاه يك مرد دوستي در بازي دخالتي ندارد. آيا تا به حال شنيدهايد كه چند بازيكن مرد شاديكنان و سوتزنان از مسابقهي فوتبال برگردند و به هم بگويند: «عجب تعطيلات خوبي داشتيم. با بازيكنان خوب تيم حريف آشنا شديم. اما حيف كه باختيم».؟ محيط كار نيز مانند ميدان مسابقه دوستي جايي ندارد. مردها به خوبي ميدانند كار است كار و امور شخصي، امور شخصي. وقتي در زمينههاي كاري با هم مخالفت ميكنند هيچ كدام فكر نميكنند كه ديگري ناجوانمردي يا بيتوجهي يا خيانت كرده است. آنها ميدانند كه ممكن است در روز جمعه با هم مشاجرهي لفظي داشته باشند و در روز شنبه مثل دو دوست با هم گپ بزنند. ارتباط زنها با همكارانشان برايشان چنانم مهم و برجسته است كه اهميت حفظ فاصلهي مناسب را از ياد ميبرند. اگر اصرار داشته باشيد با همكارانتان دوست شوي خيلي زود هم كارتان را از دست ميدهيد همكاران صميميتان را. راهحل: اين نكته را به خاطر بسپاريد كه شغل شما فقط يكي از ابعاد شخصيت شماست. كاركار است و زندگي زندگي. تصميمها و انتقادهايي كه در زمينههاي شغلي به كار ميآيند ممكن است در هيچ وضعيت ديگري كارساز نباشند. هميشه به خاطر داشته باشيد كه در محدودهي شغلي دوستي با ديگران هدف نيست بلكه نتيجه است. يكي از مسايل اصلي در دنياي كسب و كار كه مردانه به آن تداوم بخشيدهاند عبارتست از اين كه زنها از هم حمايت نميكنند. چنين نيست. زنها براي كمك به يكديگر فعاليت چشمگيري ميكنند و هرگز اين كار را از ياد نميبرند. مهمترين نكتهاي كه پيش از هر چيز بايد به خاطر داشته باشيد عبارت است از: كار شما اين است كه به كار خود بپردازيد. 6) ترديد را بپذيريد برخلاف مردها كه موفقيتشان را مرهون مجموعهاي از عوامل ميدانند زنها گمان ميكنند پيشرفتشان به اين دليل است كه بهتر از هر كس ديگري كارشان را انجام ميدهند. گمان نميكنم زني وجود داشته باشد كه تصور كند علت موفقيتش چيزي غير از عملكرد فوقالعادهاش است. مردها طوري تربيت شدهاند كه مفهوم عموميتري از جواب درست در ذهن دارند. اگر با صفحهي بازي آشنا باشند اطمينان دارند كه ميتوانند راه درست بازي كردن را حدس بزنند. از سوي ديگر، زنها صبر ميكردند تا نكتهي اصلي مطلب را دريابند. آنها تا زماني كه جواب قطعي سوال را در ذهن نداشتند سرشان را تكان نميدادند. يكي از عوامل موثر در خوب كار كردن اين است كه شخص بتواند ضمن انجام كار نحوهي انجام آن را بياموزد. 7) مخاطرهجويي كنيد اما در هر حال بدون دست زدن به اقدامات خطرناك نميتوانيد پيشرفت كنيد. كسي كه به بازي آسان و بيدردسر راضي ميشود در روند كارش سير صعودي ايجاد نميشود. كسي كه از گسترش حد و مرزها ميهراسد هيچ گاه مدير كل نميشود. بدون تحرك و فعاليت به هيچ جا نميرسيد. خطر كردن هراسانگيز به نظر ميرسد زيرا مستلزم تحرك و فعاليت است. در واقع تا زماني كه اشتباه حكم استثناء را دارد و تبديل به قاعده نشده نشانهي موفقيت است. كسي كه در حرفهاش چندين بعد منفي دارد اما ابعاد مثبتش فراوان است فرد موفقي به شمار ميرود. بيل گيتز، مدير كل شركت مايكروسافت ميگويد: «اگر مدير مرتكب پنج اشتباه اساسي هم بشود اهميتي ندارد. دست كم اين فايده را دارد كه از تصميمهاي اشتباهش نكات مفيدي ميآموزد». نميتوانيد پيشرفت كنيد زيرا از به خطر انداختن وضعيت خود واهمه داريد. راهحل: افرادي كه خطر ميكنند كساني هستند كه بر ترس خود غلبه كردهاند. اگر ترس نباشد هيچ كاري خطرناك به نظر نميرسد. با انجام امور مخاطرهآميز كوچك و پيش افتاده به خود ثابت كنيد كه ميتوانيد بر ترستان غلبه كنيد. در واقع هيچ تفاوت اساسي ميان نحوهي برخورد مردها و زنها با ترسهايشان وجود ندارد. تنها تفاوتي كه وجود دارد اين است كه مردها به رويارويي با ترس عادت كردهاند در صورتي كه زنها چنين نيستند. هنگامي كه مردي براي دويست و سي و ششمين بار دست به كار خطرناكي ميزند شما پنجمين اقدام مخاطرهآميز عمرتان را در پيش گرفتهايد. طبيعي است كه شما بيشتر از او واهمه داشته باشيد. در دنياي تجرات مدرن چيزي به نام امنيت وجود ندارد. به عبارت ديگر خطر كردن يكي از شرطهاي ورود به ميدان است. هر كاري در صورتي خطرناك است كه ندانيد چه طور بايد آن را انجام دهيد. در غير اين صورت تنها كاري كه بايد انجام بدهيد اين است كه احتمال وقوع پيامدهاي خوب و بد را بسنجيد و سپس وارد عمل شويد. ترس يكي از عوامل رسيدن به موفقيت است. نگذاريد ترستان دست و پايتان را ببندد. آري اين احتمال وجود دارد كه شما شكست بخوريد. پس اگر از پيش خود را براي اين احتمال آماده كنيد در صورت وقوع آن برنامهي آمادهاي در پيش رو داريد. شكست امروز راه موفقيت فردا را هموار ميكند. 8) متقلب باشيد بازي كسب و كار براي ما يك بازي جديد است به همين دليل هنوز به بازي دانش تكيه ميكنيم. در نتيجه وقتي به محل كارمان قدم ميگذاريم بر اين باوريم كه تنها راه پيشرفت استادي و مهارت در زمينهي كارمان است. به جمعآوري اطلاعات و هر چيزي كه به كارمان مربوط ميشود ميپردازيم و براي انجام كارمان از هيچ كوششي دريغ نميكنيم. اما در واقع چه مرد باشيم چه زن، همه از دم متقلبيم. هيچ كدام از ما بر همهي واقعيات احاطهي كامل نداريم. به اين موضوع خوب فكر كنيد. كدام يك از ما همهي مطالب و نكات مربوط به تعليم و تربيت كودكان را ميدانيم؟ با اين حال اين امر ما را از تعليم و تربيت فرزندانمان باز نميدارد. كسب و كار نيز با زندگي تفاوتي ندارد. مردها اين را ميدانند. در هر شرايط و در هر زماني كه ناچار شوند تظاهر ميكنند. آنها تا جايي كه برايشان امكان دارد به جمعآوري اطاعات ميپردازند و از جايگاهي به جايگاه ديگر رهسپارند. هر چه مقامشان بالاتر ميرود بيشتر به ابتكار عمل و اعتماد به نفس خود تكيه ميكنند. آنها بيشتر به توانايي عمومي خود در استفاده از تجارب گذشته متكي هستند تا به علوم مكتوب. مهمتر از هر چيز نحوهي گفتگوي شما با خودتان است. آيا به خودتان ميگوييد: «تو آدم بيعرضه و نالايقي هستي كه خودت هم در كار خودت ماندهاي»؟ يا اقرار ميكنيد كه: «من در قلمروي كاري جديدي هستم و اگر لياقت و شايستگي لازم را نداشتم هيچ وقت به اين مقام نميرسيدم. پس به جاي توجه به چيزهايي كه نميدانم به اطلاعات و دانشي كه دارم توجه ميكنم و ميكوشم بقيهي مسايل را ضمن انجام كارم بياموزم». هنگام گفتگو با خودتان پرسشهاي منطقي و مناسب مطرح كنيد. كسي كه چنين شغلي دارد چه چيزهايي را بايد بداند؟ آيا شما آنها را ميدانيد؟ آيا شخصي كه پيش از شما مسئول اين كار بود در اين مرحله بيشتر از شما اطلاعات داشت؟ اعتماد به نفس را جانشين حس متقلب بودن خود كنيد. داشتن اعتماد به نفس نيمي از موفقيت است. اگر بتوانيد به خود بقبولانيد كه موفق ميشويد فرصتهاي بهتري در اختيار خواهيد داشت. اما اگر به خود بقبولانيد كه شكست ميخوريدفرصتهاي زيادي را از دست ميدهيد. من فقط اين را ميدانم كه هر گاه فكر ميكنم ميتوانم تيري را به هدف بزنم تيرم بي برو برگرد به هدف ميخورد. 9) سخت نگيريد وقتي رسيدن به هدف نهايي در ذهنمان غير ممكن باشد قادر به حركت نيستيم زيرا نميدانيم چگونه بايد از اين جا به آن جا برسيم. اما به ندرت برنامهاي پيدا ميشود كه نتوان آن را به برنامههاي كوچكتر تقسيم كرد. در نتيجه انجام برنامههاي كوچكتر اسانتر ميشود و فاصلهي ميان اين و آن جا كوتاهتر به نظر ميرسد. اعجاز اين كار براي يك مرد به خوبي روشن است. فوت و فن آن را ميداند. او اولين كاري را كه بايد انجام بدهد در نظر ميگيرد، فكرش را روي آن متمركز ميكند، آن را به پايان ميرساند، سپس به كار دوم ميرسد، فكرش را روي آن متمركز ميكند، آن را به انجام ميرساند و به همين ترتيب پيش ميرود. 10) مضطرب نشويد اين نكته را به خاطر داشته باشيد: مردها در كسب و كار مثل زمان بازي رفتار ميكنند. حتي زماين كه در حال شكست خوردن باشند طوري وانمود ميكنند انگار در آستانهي برنده شدن هستند. كسي چه ميداند شايد سرانجام برنده هم بشوند. دخترها را طوري تربيت كردهاند كه خوب و مهربان باشند. زنها دوست دارند همه چيز و همه كس در وضعيت خوبي باشند. اگر چنين نباشد براي همه چيز و همه كس نگران و مضطرب ميشوند. آيا اين لباسها براي جلسه مناسبند؟ آيا امكان ترفيع مقام وجود دارد؟ آيا برنامهريزي بودجه دقيق است؟ آيا هوا خوب است؟ نگران و عصبي هستيد و ميخواهيد مشكلاتتان را با سايرين در ميان بگذاريد. راهحل: اين كار را نكنيد. نگرانيهاي خود را با كسي در ميان نگذاريد. اما اگر احساس ميكنيد بايد نگراني خود را به يكي از همكارانتان بگوييد كسي را انتخاب كنيد كه به او اعتماد داريد، كسي كه از دلواپسي شما بر عليهتان استفاده نكند، كسي كه ميتواند در ايجاد تمركز روي كارتان به شما كمك كند، نه روي چيزي كه مايهي نگراني شده است. 11) از سرگروه اطاعت كنيد پسرها ياد ميگيرند كه عضوي از يك گروه بودن به معناي اطاعت بيچون و چرا از سرگروه است. در پايان هر بازي ميتوانيد با مربي جر و بحث كنيد و خطاها را به او گوشزد كنيد اما در زمان بازي بايد با تمام توان به انجام وظيفهي خاص خود بپردازيد. زنها در زمينهي اطلاعت از سرگروه تجربهي چنداني ندارند زيرا بازيهاي زمان كودكيشان بر حاكميت گروه استوار بوده است. در گروههاي دخترانه دموكراسي حاكم است و همين باعث ميشود زنها همه را با هم برابر بدانند. بايد از مقررات گروه پيروي كنيد. در هنگام كار همواره تصوير بزرگ را در ذهن داشته باشيد. مسايل شخصي شما هر قدر هم كه در نظرتان مهم باشد جزيي از تصوير كوچك به شمار ميرود. تصوير بزرگ عبارتست از توانايي گروه در راه رسيدن به هدف نهايي. شما را براي اين كه توانايي كمك به گروه را داشتيد استخدام كردهاند. پس نبايد در جزييات غرق شويد، انرژي خود را با كينه و دشمني با افراد يا با نگرانيهاي شخصي خود تلف نكنيد. مجبور نيستيد هم گروهايتان را دوست داشته باشيد اما بايد به آنها وفادار بمانيد: نالايقترين عضو گروهتان را يك مشكل حل شدني بدانيد نه يك اهانت شخصي. ارزش يك گروه با ارزش ضعيفترين عضو آن آن برابري ميكند. پس اگر آن عضو ضعيف را تقويت كنيد در واقع خودتان را تقويت كردهايد. لزومي ندارد خود را يك آدم ماشيني بياراده بدانيد: بيهمتا، جالب، غيرعادي و متفاوت كلماتي هستند كه جذابيت يك زن را توصيف ميكنند. ما با اين خصوصيات در چشم شريكمان و حتي در چشم جهانيان جذاب و فريبنده ميشويم. از گروه انتقاد نكنيد. وقتي كاري به مرحلهي عمل ميرسد ديگر مكث كردن، متوقف كردن كار و بررسي آن و از همه بدتر انتقاد از كار معنايي ندارد.اگر مايليد گروهتان به هدفي برسد اين را بدانيد كه ارايهي پيشنهادهاي مشابه در پيشبرد كار مفيد نيست. لحظهاي كه همهي اعضاي گروه به سمت چپ ميدوند زمان مناسبي براي اين نيست كه بگوييد شايد دويدن به سمت راست بهتر باشد. گفتگوهاي دروني خود بسنجيد: همهي نارضايتيهايي را كه از كارتان داريد بر روي كاغذ بنويسيد و آن را با صداي بلند بخوانيد. آيا همهي آنها به «من» مربوط نميشوند؟ شايد پاسخ بسياري از شما منفي باشد. اما بسياري از ما بدون آن كه خودمان بدانيم خودبين هستيم. كمك گروه را بپذيريد: وقتي از هم گروههايمان دلسرد ميشويم ميگوييم: «من به تنهايي بهتر ميتوانم اين كار را انجام بدهم». اما در اين مواقع مرتكب يك اشتباه راهبردي ميشويم. علاوه بر آن، كار فوقالعادهاي را نيز به عهده ميگيريم. اما كار زياده از حد باعث بروز خشم ميشود. از سوي ديگر، كارمندان نيز چيزي ياد نميگيرند. از همه بدتر اين كه چون نميتوانيد همهي كار را به تنهايي انجام بدهيد. سرانجام شكست ميخوريد. علت اصلي اين كه گروهي تحت نظارت شما كار ميكنند اين است كه شما به تنهايي كارها را انجام ندهيد. نظم گروه را بر هم نزنيد. مهمترين هدف شما بايد موفقيت گروهتان باشد. اگر ميخواهيد فرد موفقي باشيد زماني كه در محل كارتان هستيد فكرتان را روي كارتان متمركز كنيد. 12) انجام هيچ مسئوليتي را بدون قدرت اجرايي مربوط به آن نپذيرند. يكي از مشكلات اساسي كه زنها در زمينههاي كاري با آن مواجهاند پذيرفتن مسئوليت بدون كسب اختيارات لازم است. اكثر مردها اين را ميدانند كه در كنار هر جايگاهي مسئوليت خاصي قرار ميگيرد. هدف برنده شدن است و هر كسي نقش خاص خود را ايف ميكند تا در نهايت تيم به پيروزي برسد. بسياري از زنها احساس ميكنند شناساندن شايستگيهايشان كار دشواري است كه البته احساس درستي است. به همين دليل است كه بارها و بارها اين قانون را زير پا ميگذارند. زنها پشت سر هم مسئوليتهاي متعددي را ميپذيرند تا نشان دهند استعداد و شايستگيهاي زيادي دارند زيرا معتقدند كه همواره بايد مشتاق به انجام هر كاري باشند. اما پذيرفتن هر كاري بدون كسب اختيار لازم براي انجام آن علاوه بر وقت، نيروي ذهني و احساسي انسان را نيز به هدر ميدهد. شما سعي ميكنيد كاري را به پايان برسانيد ولي افرادي كه در محدودهي آن كار فعاليت ميكنند از گزارش كارهايشان به شما سرباز ميزنند. در آن صورت است كه شما به جاي يك شخصيت كارگشا وجههي يك مزاحم را پيدا ميكنيد. تنها زماني براي انجام كاري داوطلب شويد كه اطمينان داشته باشيد انجام آن در وضعيت شغلي شما تاثير مثبت ميگذارد. فقط در صورتي كمك كنيد كه در ازاي انجام آن تغيير مثبتي در وضعيت شما ايجاد شود. 13) سر ميز كنفرانس بنشينيد در معرض ديد قرار گرفتن نيمي از اين مبارزه است. اگر كسي در معرض ديد قرار نگيرد نميتواند بازي كند. نگذاريد كمبود اعتماد به نفس به وضعيت شغليتان آسيب بزند. نقطه ضعف خود را بيابيد. زنها براي غلبه بر اين افكار زيانبار معمولاً وانمود ميكنند كه محل نسشتن برايشان مهم نيست. بسياري از آنها به من گفتهاند اگر اين مايهي خوشحالي مردان ميشود چرا مقاومت كنيم؟ تسليم به اين امر براي آنها حكم مدال افتخار را پيدا ميكند. آنها با غرور و افتخار ميگويند ما نيازي به خودنمايي نداريم. اين خودنمايي نيست. اين اعلام آمادگي و حضور در عرصهي كار است. شما هر روز كه به محل كار خود ميرويد بايد آمادگي داشته باشيد. 14) بخنديد بخنديد، لبخند بزنيد. حتي اگر لبخندتان چند ثانيه بيشتر بر لبتان دوام نداشته باشد از آن دريغ نكنيد. مردها از مدتها پيش آموختهاند كه شوخي، خشكي هر وضعيتي را از بين ميبرد. از سوي ديگر از اين واقعيت غافليم كه خنديدن به يك لطيفه ميتواند باعث ايجاد رفاقت و همدلي شود و گرنه خندهدار بودن و نبودن لطيفه چندان حايز اهميت نيست. 6ـ شش رفتاي كه مردها در محل كار از خود بروز ميدهند اما زنها قادر به بروز آنها نيستند زنها براي رسيدن به مقام و منزلت اجتماعي لازم نيست مثل مردها بشوند تنها كافي است كه مافوق يك زن باشند. ما را با معيارهاي مردانه قضاوت ميكنند نه با معيارهاي خودمان در نتيجه مردها ميتوانند در انجام كارهاي مشخصي آزادانه عمل كنند در حالي كه ما نميتوانيم. اين بدين معنا نيست كه وقتي ترفيع مقام نگرفتيم از گريه كردن پرهيز كنيم، با همكارمان روابط عاشقانه نداشته باشيم يا بر سر منشيمان فرياد نكشيم. در واقع وقتي گريه ميكنيم، روابط عاشقانه برقرار ميكنيم يا فرياد ميكشيم نبايد انتظار داشته باشيم پيامدهاي رفتارمان مشابه مردها باشد. برايمان گران تمام ميشود، جايگاهمان تغيير ميكند و نظر اطرافيانمان نسبت به ما عوض ميشود. 1) مردها ميتوانند گريه كنند، شما نميتوانيد از آن جا كه گريهي مردها غيرمنتظره است گريه كردن به وجههي آنها آسيبي وارد نميكند. مردها معتقدند كه افراد قدرتمند گريه نميكنند: اگر هم گريه كنند قطعاً دليل موجهي دارند. گريهي زنها امري غير عادي نيست. وقتي زنها گريه ميكنند مردها فكر ميكنند آنها به يك غريزهي طبيعي تن در دادهاند يا بدتر از آن، ميخواهند از گريه به عنوان دستاويزي براي تحت تاثير قرار دادن مردها و ايجاد احساس گناه در آنها استفاده كنند. 2)آنها ميتوانند روابط عاشقانه داشته باشند شما نميتوانيد 3) مردها ميتوانند بيقراري خود را نشان دهند، شما نميتوانيد از نظر مردها عادتهاي جزيي و آزاردهندهي زنها واقعاً كوچك و آزار دهنده است. از نظر آنها زنها با اين گونه عادتهايشان به همهي دنيا جبر ميدهند كه ناراحتند، احساس ناامني ميكنند و اضطراب دارند. اگر ميخواهيد در بازي كسب و كار به روش مردها بازي كنيد از انجام هر كاري كه باعث ميشود شما را دست كم بگيرند بپرهيزند. در غير اين صورت باعث تضعيف اقتدار خود ميشويد. طرز نشستن در دنياي مردان را بياموزيد. وسايل و مبلمان براي مردها ساخته شدهاند. پس براي اين كه مسلط به نظر برسيد از چند كلك ساده استفاده كنيد. كمي جلو بياييد و روي لبهي صندلي بنشينيد. وقتي وضعيت مناسبي را براي نشستن روي صندلي پيدا كرديد هميشه همان طور بنشينيد. 4) مردها ميتوانند فرياد بزنند، شما نميتوانيد به زنها آموختهاند كه بر خشم خود غلبه كنند. همهي ما زنها آموختهايم كه وقتي ناراحت ميشويم، مظلوم واقع ميشويم يا ميرنجيم خشم خود را متوجه درون كنيم. مردها بر عكس ما، خشم خود را به سمت بيرون از خود هدايت ميكنند. آنها چيزي را كه موجب خشمشان شده لعن و نفرين ميكنند نه خودشان را. آمار فعلي نشان ميدهد كه ميزان خود آزاري در ميان زنهاي آمريكايي رو به افزايش است. اگر اين ميزان را در كنار ميزان پرخوري و بيآشتهايي عصبي در نظر بگيريد در مييابيد كه تا چه حد زنها خشم خود را به درون منتقل ميكنند. مردها بروز خشم را رفتاري دور از خصلتهاي زنانه تلقي ميكنند به همين دليل آن را به عدم كنترل تعبير ميكنند. تقريباً هميشه بروز خشم از سوي زنها امري منفي و نكوهيده تلقي ميشود. 5) مردها ميتوانند بيادب باشند، شما نميتوانيد 6) مردها ميتوانند كثيف و نامرتب باشند، زنها نميتوانند همان طور كه اشتباههاي اجتماعي مردها هيچ گاه به ضررشان تمام نميشود هنگامي كه در ظاهرشان نيز نقصي به چشم ميخورد (مثلاً كراواتشان لك شده، دكمهي كتشان افتاده يا جورابشان لنگه به لنگه است) ديگران آن را ناديده مي گيرند. اما زنها هر قدر هم با نفوذ باشند اگر در لباس پوشيدنشان نقص كوچكي به چشم بخورد مورد نكوهش اين و آن واقع ميشوند. گويي چنين لغزشهايي نشانهي ناداني، بيدقتي يا بيتوجهي آنها به جزييات تلقي ميشود. بدتر از همه اين كه فقط مردها نيستند كه نسبت به ما بيانصافي ميكنند. خود ما نيز نسبت به هم بيانصافيم. 7-ده واژه و تعابير جنسيتي آنها اگر بتوانيد زني را به من نشان دهيد كه احساس گناه نميكند به شما مردي را نشان خواهم داد كه احساس گناه ميكند. مردها براي شركت در هر بازي اولين چيزهايي كه ميپرسند عبارتست از: چه كسي اول بازي را شروع ميكند؟ كسب امتياز در اين بازي به چه صورتي است؟ اين بازي چه قدر طول ميكشد؟ البته مردهايي كه روحيهي عصيانگري دارند از اين قاعده مستثني هستند زيرا مايلند هر گونه قاعدهاي را زير پا بگذارند اما گذشته از اين گونه افراد بقيهي مردها درست بر طبق قواعد بازي پيش ميروند. مردها در پيروي از قواعد هيچ انعطافي را جايز نميدانند. زنها ميخواهند با قواعد ارتباط برقرار كنند. اگر لازم شود قواعد بازي را بر طبق موقعيت شخصي خود تغيير ميدهند. دخترها به منظور سازگار كردن شرايط با يك رويداد پيشبيني نشده، براي ممانعت از رنجش يكي از همبازيها يا براي اين كه همهي كساني كه حضور دارند بتوانند در بازي شركت كنند در كمال آرامش قواعد بازي را چنان كه موقعيت ايجاب كند تغيير ميدهند. ده واژه كه مفاهيم آنها براي زن و مرد يكسان نيستند. اين واژهها عبارتند از: 1) بله (دقيقاً همان معنايي را دارد كه ميرساند) بله يعني بله. ديگر اهميتي ندارد كه شما چه قدر وقت و انرژي صرف كرده و خود را براي شنيدن جواب منفي آماده كردهايد. چرا زنها اين رفتار ميكنند؟ يكي از دلايل اين رفتار اين است كه بسياري از ما وقتي دختر بچههاي كوچكي بوديم راههاي پيچيدهاي را براي نفوذ در ديگران آموختهايم. مثلاً اگر ميخواستيم از پدر و ماردمان اجازه بگيريم كه به جشن تولدي برويم ناچار بوديم آن قدر خواستهمان را تكرار كنيم تا جواب مطلوبمان را بگيريم. 2) نه (مفهوم هميشگي را ندارد) از آن جا كه ما هميشه واژهي« نه» را برابر با يك شكست قطعي ميدانيم طوري درخواستمان را مطرح ميكنيم كه به رد شدن آن منجر ميشود. «نه» فقط به اين معناست كه رسيدگي به درخواست شما در آن لحظه، با آن شرايط يا توسط آن شخص امكانپذير نشده است. روبهرو شدن با يك پاسخ منفي هيچ ارتباطي با هوش و استعداد و موفقيت نهايي شما ندارد. 3) اميدوارم (بدترين واژه در اين بازي) «اميدوار بودن» يكي از ضعيفترين عبارات است. ميدانيد چرا؟ چون باعث ميشود زماني كه هيچ اقدامي نميكنيم تصور كنيم در حال انجام كاري هستيم. زنها به چه قيمتي حاضر ميشوند به خود اجازه بدهند كه پا را فراتر بگذارند و به مرحلهي اميدواري بسنده نكنند؟ كلمهاي كه بايد از آن استفاده كنيم «خواستن» است، همان كلمهاي كه مردها به كار ميبرند. نگوييد: «اميداوارم …» بگوييد: «ميخواهم …» «من آن شغل را ميخواهم» «من ميخواهم درآمدم چنين و چنان باشد». «من ميخواهم مدير بشوم». وقتي به صداي بلند ميگوييد كه چيزي را ميخواهيد به فكر خود قدرت ميبخشيد اين اولين گام در راه رسيدن به يك هدف است. 4) احساس گناه (يعني دردسر) در فرهنگ لغت معناي احساس گناه اين است: «احساس دردناكي كه در اثر سرزنش خود به وجود ميآيد و به اين باور منجر ميشود كه شخص مرتكب خطايي شده است». در زمين بازي كلمهي «احساس گناه» وجود خارجي ندارد. مردها بر طبق قواعد بازي ميكنند و هنگامي كه برنده شدند يا حريف را از ميدان به در كردند هيچ احساس گناهي ندارند. آنها تمام فكرشان را فقط و فقط روي بازي متمركز ميكنند. 5) متاسفم ـ ببخشيد (كلمات تاسفانگيزي هستند) زنها به ستفاده از واژهي «متاسفم» معتاد شدهاند. در هر پيشامدي، براي ابراز هر احساسي در تمام زمينهها اين واژه را به كار ميبرند در نتيجه اين واژه معناي اصلي خود را نيز از دست داده است. هر جا كه نميدانيم چه بگوييم براي پر كردن سكوت از واژهي «متاسفم» استفاده ميكنيم. استفاده از واژه ببخشيد در واقع تلاشي است براي ايجاد ارتباط با شخصي ديگر كه اغلب حرفهاي ما را نميشنود. شما با گفتن متسفم يا طلب بخشش كردن به هيچ وجه با كسي همدردي نميكنيد در اغلب اين موارد افراد گمان ميكنند كه شما نسبت به مسايل آنها بياعنتا هستيد. 6) جسور (به معناي كسي نيست كه اعتماد به نفس فراوان دارد) واژهي «جسور» در محيط كاري مفهوم پيچيدهاي دارد. وقتي مردي مرد ديگري را جسور خطاب ميكند ميخواهد بگويد كه او صريح و قاطع است، ميخواهد برنده باشد و توانايي و قدرت لازم براي رسيدن به هدفش را دارد. اما هنگامي كه مردها زني را جسور خطاب ميكنند مفهوم اين واژه تغيير ميكند. به عبارت ديگر يك زن جسور زني سلطهجو، دعوايي و زورگوست. 7) مبارزه (كلمهي قشنگي نيست) حمله، جنگ، نبرد. از ديدگاه يك مرد در يك جنگ خوب مردانگي هست، قدرت هست و وقار هست. يك مبارزهي خوب مبارزهاي است كه بر مبناي آداب مبارزه انجام شود. به اعضاي حساس و آسيبپذير حريف نبايد ضربه زد. نبايد از پشت به كسي خنجر زد. نبايد به صورت كسي كه عينك به چشم دارد مشت زد. زنها به هر قيمتي از دعوا كردن اجتناب ميكنند. گاه و بيگاه دخترهايي را ميبينم كه به هم سيلي ميزنند اما تا به حال زنها را در حال كتك كاري نديدهام. به همان ترتيب هيچ گاه نديدهام كه دخترها هنگام بازي كتك كاري كنند. اگر ميباختيم و خمگين ميشديم بدترين كاري كه از ما سر ميزد اين بود كه داد و بيداد كنيم و با عصبانيت از آن جا برويم. اگر خيلي خساست به خرج ميداديم توپ يا صفحهي بازي را نيز با خودمان ميبرديم. از نظر مردها جنگيدن بخشي از بازي است، يك نفر ميبرد، يك نفر ميبازد. آن گاه برنده براي بازنده يك نوشيدني ميخرد. بايد به حريفتان فرصت نفس كشيدن بدهيد تا بتوانيد دوباره با او بازي كنيد. اين بار كه با يك شريك مرد وارد مبارزه شديد به خاطر داشته باشيد هنگامي كه شما در فكر يك جنگ تمام عيار هستيد او به يك كشمكش جزيي ميانديشد و به احتمال زياد او در اين مبارزه خيلي بيشتر از شما لذت ميبرد به همين دليل اين شما هستيد كه ميكوشيد به هر قيمتي شده مبارزه را خاتمه دهيد. 8) بازي (يا همان سرگرمي) زنها با شنيدن واژهي «بازي» عصبي ميشوند. شايد علت اين باشد كه وقتي واژهي «بازي» در روابط به كار ميرود كنايهآميز ميشود. شايد علت اين باشد كه زنها گمان ميكنند به اندازهي مردها در بازي مهارت ندارند. شايد هم گمان ميكنند اگر با مردها بازي كنند همه اتظار دارند به مردها ببازند. مردها اغلب اوقات با شنيدن واژهي «بازي» لبخند ميزنند. اين واژه آنها را به ياد تفريح و سرگرمي مياندازد. آنها با قصد برنده شدن در بازيها شركت ميكنند. رمز موفقيت مردها اين است: هيچ كس با تظاهر مدير كل نميشود. اگر كسي نتواند از انجام كارش لذت ببرد از پا ميافتد. به همين دليل است كه مردها كسب و كار را به يك بازي تبديل كردهاند. با اين روش آنها ميتوانند بازيهاي جديدي ابداع كنند، روشهاي جديدي براي بازي اختراع كنند و راههاي تازهي باي شكست داده حريف بيافرينند. به اين ترتيب آنها ميتوانند از انجام كار خود لذت ببرند. تجسم كار در قالب يك بازي بهترين راه براي حفظ يك محدودهي مشخص ميان شما و كارتان است. اگر در موقعيت دشواري گرفتاري شدهايد از آن براي خود يك فاجعهي دردناك نسازيد . هر بار كه معاملهاي را از دست داديد يا ترفيع مقام نگرفتيد به جاي آن كه نيروي خود را صرف غم و اندوه كنيد آن را در راه سازندهتري به كار بگيريد. اين را نيز به خاطر داشته باشيد كه همهي بازيها داراي يك محدودهي زماني هستند. وقتي يك بازي تمام شد ديگر تمام شده است. اگر باخته باشيد چه؟ همين كه بازي بعدي شروع شود بار ديگر ميتوانيد برندهي احتمالي باشيد. اگر تمام وقتتان را صرف ندامت و سرزنش خود براياشتباهات كار قبلي بكنيد نميتوانيد آمادگي لازم براي كار بعدي را به دست آوريد. 9) سقف شيشهاي (اصطلاح آنهاست نه ما) مفهوم سقف شيشهاي باعث بروز يك مشكل عمده ميشود و آن اين كه بهانهاي به دست مردها ميدهد كه بتوانند زنها را با خود برابر ندانند. در كدام يك از بازيهايي كه در آن شركت كردهايد حريف به شما گفته است كه حق برنده شدن نداريد و شما باور كردهايد؟ در واقع بسياري از ما زنها در زمينهي ارتقاء مقام در نقطهي مشخصي متوقف شدهايم اما نتوانستهايم به وجود اين سثق شيشهاي اعتراض كنيم. در اين زمينه عوامل پيچيدهي بسيار وجود دارد. عامل اول: ما دوست داريم تعادل در زندگيمان برقرار باشد. عامل دوم: اغلب ما براي رسيدن به مقامهايي كه به رياست منتهي ميشوند تمايلي از خود نشان نميدهيم و به جاي فعاليت و فرصتسازي در حالتي انفعالي به سر ميبريم در نتيجه در جايگاههايي كه از قديمالايام ميانبُري براي رسيدن به مقام رياست به شمار ميرفتهاند تعداد زنها انگشت شمار است. عامل سوم: سومين عامل نداشتن اعتماد به نفس است. بايد به ياد داشته باشيم كه «ميتوانم» و «نميتوانم» هر دو جملات درستي هستند. اگر باور كنيد كه ميتوانيد پس ميتوانيد. اگر معتقد باشيد كه نميتوانيد پس نميتوانيد. با پذيرفتن مفهوم سقف شيشهاي يا باور كردن عدم امكان ترفيع مقام شما يك جملهي «نميتوانم» را در ذهن خود ميسازيد. وقتي از دنياي شدنيها به دنياي ناشدنيها نقل مكان ميكنيد باعث ميشويد تريهايتان صورت واقعيت به خود بگيرند. دايم احساس خطر ميكنيد و نگران و مضطرب ميشويد. به جاي آن كه سرشار از انرژي باشيد لبريز از شك و هراسيد. 10) آينده (حال و بعد از آن) تصور زنها از مفهوم آينده يك مفهوم زيستشناختي است. تمام سالهايي كه در عمرمان طي ميكنيم به اضافهي سالهاي عمر فرزندان و نوههايمان آينده را تشكيل ميدهد. وقتي بچهها عروسكبازي را متوقف ميكنند زمان در دنياي عروسكها به پايان نميرسد. اكثر زنها مثل همان زني كه در كلاسهاي علوم بازرگاني من بود به بازيهايي علاقه دارند كه تا ابد ادامه مييابند. اين گونه برخوردها مردهاي حاضر در جلسه را آزار ميدهد زيرا آنها نه به روش ما بازي ميكنند نه تمايلي به اين كار دارند. مردها هنگامي كه ناچارند دربارهي مطلبي فوراً تصميمگيري كنند نميخواهند دربارهي وقايع احتماليپنج سال آينده چيزي بشنوند. آنها ميتوانند بعداً به مسايل بغرنج و پيچيده رسيدگي كنند. اكنون زمان عمل است. 8ـ چگونگي ورود به بازي و خروج از آن به نظر من اَبَر زن كسي است كه زمين خانهاش را خودش ميشويد. به عبارت ديگر، فكر نكنيد در بازي يك بار بيشتر نوبت بازي شما نيست. فعاليت شما همان طور كه ميتواند به صورت همزمان انجام گيرد به شكل مرحلهاي نيز امكانپذير است. يك مطلب شگفتانگيز ديگر اين است كه ما با انجام دادن كارهايي كه به عنوان كنايهآميز «كارهاي خانه» معروفند چيزهاي بيشماري را ميآموزيم. نبايد با اين تصوير زندگي كنيد كه شانس فقط يك بار در خانهتان را ميزند. هر كاري را كه ميتوانيد يا ميخواهيد، بر طبق چهارچوب زماني خودتان انجام بدهيد. اما اين نكته را به ياد داشته باشيد كه اگر بخواهيد همهي كارها را با هم به انجام برسانيد هيچ يك از كارهايتان كامل و بينقص نخواهد بود. به نشانههاي پيرامونتان توجه كنيد: ماًموريتهاي خوب ديگر نصيب شما نميشود، ديگر به جلسات مهم راه نمييابيد، رييس ديگر نظر شما را نميپرسد، زنهاي فعال شركت ديگر با شما مشورت نميكنند و به سراغ افراد جوانتر ميروند. گاهي ممكن است اين نشانهها دروني باشد. مردها در چنين مواقعي برنامهريزي ميكنند. آنها هنگام خروج نيز درست مثل زمان ورود به عرصهي كار خطمشي ويژهاي را در پيش ميگيرند. آنها در بازيهاي بيشمارشان ياد گرفتهاند كه هميشه آمادگي لازم براي يك اقدام ناگهاني را داشته باشند. وقتي تشخيص داديدكه بايد كارتان را ترك كنيد حتماً اين كار رار انجام دهيد. اما با فكر و تدبير اقدام كنيد. بيشتر اوقات وقتي به اوج بحران ميرسيم نسنجيده عمل ميكنيم. يكي از راههاي يك خروج مناسب اين است كه فكر نكنيد شغل فعلي بزرگترين شغل زندگيتان است زيرا وقتي روز به روز ناراضيتر ميشويد چنين فكري بيشتر موجب دلسرديتان ميشود. به خودتان بگوييد كه اين شغل فقط وسيلهاي براي رسيدن به هدف نهايي است. در واقع در حكم چكي است كه صرف هزينهي اين سفر ميكنيد. وقتي شغل خود را به جاي تعهدي ابدي يك موهبت مالي بدانيد از بار معنايي منفي آن ميكاهيد. با اين طرز فكر ادامهي كارتان و در نهايت رها كردن آن برايتان آسانتر خواهد شد. وضعيت شغلي ما در يك روند مرحلهاي پيش ميرود: مرحله اول مرحلهي ورودمسرتبخش است. دراين مرحله همچون كودكي در شكلات فروشي هستيم. همه چيز برايمان جالب و هيجانانگيز است. پس از آن مرحلهي نوجواني محل كار فرا ميرسد. در اين زمان رشد صعودي را آغاز كردهايم اما نميدانيم تا كجا پيش خواهيم رفت. سرانجام به مرحلهي بزرگسالي ميرسيم كه اوج بازي به شمار ميرود. آن گاه روزي فرا ميرسد كه متوجه ميشويم رفتن به محل كار از هر كار ديگري سختتر است، ديگر براي همكاري در پروژههاي جديد و هيجانانگيز خود را به آب و آتش نميزنيم، ديگر تمايلي به اثبات شايستگيهاي خود نداريم و توجهمان به امور خارج از محل كار روز به روز بيشتر ميشود. ديگر آن شير جواني نيستيم كه به شكار ميرفت. ديگر تنها كاري كه ميكنيم وقتكشي است. وقتي در دنياي تجرات ترقي ميكنيم علاوه بر احتمال اين كه بازنشستگي ما به شيوهي سنتي باشد يك امكان ديگر نيز وجود دارد: ما ميتوانيم به بازنويسي قواعد تجارت و به ويژه قواعد بازنشستگي بپردازيم. تا زماين كه از موهبت ارج نهادن به كل زندگي خود برخورداريم و اين نكته را فراموش نكردهايم كه در شغلمان خلاصه نميشويم ميتوانيم بازنشستگي را حتي اگر در اوج موفقيت و منزلت اجتماعي باشيم به يك ماجراجويي دلپذير تبديل كنيم. به جاي آن كه دوران بازنشستگي را دوران تنهايي و پوچي قلمداد كنيم ميتوانيم از اين دوران همچون فرصت بينظيري براي پرداختن به ساير ابعاد شخصيتي خود بهرهمند شويم. ميتوانيم به كارمان به طور موقت ادامه دهيم و مشاوري براي زنهاي جوان همكارمان باشيم. ميتوانيم به آغوش گرم خانواده بازگرديم. ميتوانيم به كشف استعدادهاي نهفته و شروعي ديگر بپردازيم. بياييد اين واقعيت را بپذيريم كه دوران شغلي ميتواند مرحلهاي باشد و از مزاياي چنين تفكري بهرهمند شويم. بياييد اين مرحله از زندگيمان را به بهترين دورهي عمرمان تبديل كنيم. 9ـ دو قاعدهي بازي زنها تمام عمر خود را صرف تعليم و تعلم در زمينهي روابط انساني ميكنند زيرا اين رسالت آنهاست، از اين رو از استعداد ويژهاي براي همكاري و كمك در هر نوع كار گروهي برخوردارند. 1) زن باشيد با ارايهي ابعاد طبيعي و تقويتكنندهي شخصيتمان ميتوانيم با همكاران و روساي مردمان ارتباط موثري برقرار كنيم. با اين كار باعث ميشويم آنها به ما و ديدگاههايمان اعتماد كنند و ما را در رسيدن به آرمانهايمان ياري دهند. از تك تك خصوصيتهاي طبيعي خود بهره جوييد. از پيروزي يا برخورد پيروزمندانهي خود در زندگي كمك بگيريد و چنان رفتار كنيد كه تك تك افراد گروهتان احساس كنند وجودشان در محل كار ارزشمند است. از مهارتهاي اجتماعي خود استفاده كنيد. بيش از هر چيز ديگري از نيروي شهودي خود كمك بجوييد. مردها از نيروهاي شهودي بهرهاي نبردهاند به همين دليل است كه در هيچ جا به «نيروي شهودي مردان» اشارهاي نشده است. زنها نيروي شهودي دارندو اصولاً شهوديتر از مردها هستند. شهود به معناي توانايي آگاه شدن از وقايع پيرامونمان در هر لحظه، حساس بودن نسبت به كوچكترين تغيير ظريف در هر موقعيت خاص و درك شناخت نشانههاي رفتاري و ذهني خودمان و اطرافيانمان است. روابط كاري اولين و مهمترين نوع ارتباطهاي رسمي هستند. در اصالت اين روابط هيچ ترديدي وجود ندارد اما نكتهي مهم اين است كه وجود اين روابط فقط براي اين است كه بتوانيد محيط كاري بهتر، پر منفعتتر و خويشاندتر بيافرينيد. 2) خودتان باشيد علت اهميت صداقت براي ما اين است كه ما با اين اعتقاد بزرگ ميشويم كه صداقت پايه و اساس هر نوع ارتباط است و همان طور كه ميدانيد روابط سنگ بناي موجوديت ما را تشكيل ميدهند. شايد هم مفهوم صداقت و انسجام با ساختار ژنتيكي ما عجين شده باشد. تعدادي از معاني واژهي انسجام در فرهنگ لغت عبارتند از: تمامت، صورت كامل، دوستي، اصالت. از نظر من انسجام شخصيتي يعني صادق بودن با خودمان، يعني در محل كار يا هر جاي ديگري خود واقعيمان باشيم. تظاهر و پنهانكاري، شخصيت دروني هچ كس را تغيير نميدهد. زني كه داريم رنگ عوض ميكند و ميكوشد غير از آنچه واقعاً هست جلوه كند نه آرامش دروني دارد و نه آرامش بيروني. هميشه چيري در پس ذهنمان ما را وسويه ميكند كه شخصيت واقعي خود را پنهان كنيم، به خود شك كنيم و به خودمان بگوييم: «من خود واقعيام را نميشناسم پس بهتر است كسي باشم كه راه ترقي به رويش باز است». تصور نكنيد كه اگر خودتان باشيد نميتوانيد در دنياي مردانه موفقيت كسب كنيد و نميكنيد. اما اين نكته را فراموش نكنيد كه بايد ميان شخصيت واقعي خود و محيط كاري پيرامونتان تعادل و هماهنگي مناسبي ايجاد كنيد. اين را بدانيد كه اگر ذهنتان را روي انجام كارها متمركز كنيد انجام هيچ كاري برايتان غير ممكن نيست. زنها قابليتهاي بيشماري براي عرضه در اين جهان دارند. روزي كه عباراتي همچون سقف شيشهاي وجود نداشته باشد ما محل كار را به گونهي وصفناپذيري دگرگون خواهيم ساخت. تا فرا رسيدن آن روز سعي كنيد ايام خوشي داشته باشيد، خودتان باشيد، به زندگي عشق بورزيد و اين بازي را دوست داشته باشيد. |