نظرسنجی

کدام يک از گروه ها در باشگاه فعالتر مي باشند؟
 

پیغام روزانه

انتونی رابینز: رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است

اخبار به همراه عکس


بسمه تعالیآئین نامه انضباطی باشگاه ایرانیان موفق دنیا (اصلاحی مصوب مجمع عمومی
آقای محمود ملکان : درست کردن آموزش تصویری Nero و آموزش رایت سی دی آقای روزبه خیابانی :
نگاهي تازه واستثنائي به واقعيتما در جهاني زندگي مي کنيم که در واقع از امواج و ذرات
بدینوسیله به حضور اعضاء قدرتمند گروه آموزش می رساند جلسه بعدی این گروه در ساعت 4 مورخ
در يک شهر دور افتاده کوچک, دختري به نام گيسو با پدر و مادرش زندگي مي کرد. گيسو هميشه دوست
کتابهاي راههاي رسيدن به موفقيت و ثروت توسط خانم بيتا خداويسيکتاب آرامش توسط مهسا
شاعر بزرگ
FROGSقورباغه ها Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition.روزي از روزهاگروهي از
1.    خرید بلیط اتوبوس2.    تکمیل ثبت نام افراد3.    تکمیل دریافت هزینه تور4.    بررسی و
1-    ادامه بررسي اهداف مشترك گروه2-    طرح و بررسي اهداف شخصي و جهت دهي آن ها به سمت تحقق
زمان شروع جلسه: 17زمان ختم جلسه : 20محل تشکیل جلسه : خ میرداماد – خانه سلامتمتن جلسه : شروع
1- آقای رضا تنها : سخنان زیبای برخی از بزرگان موفقیت دنیا را ارائه دادند 2- حانم نبی زاده : 
1- خانم بطحایی عضو همکار خیریه موافقیت مدیریت مهدکودک ریحانه النبی را جهت مکان بازارچه
بوییدن یا ضماد کردن گل نرگس در درمان بیماریهایی نظیر جوش صورت،کورک،آبسه ها،شبکوری مؤثر
1-    آشنايي با تكنيك هاي هدف گذاري 2-    تبيين و بررسي اوليه اهداف مشترك گروه 3-    بررسي
1- برگزاری اولین نمایشگاه هنرهای تجسمی با حضور اعضای گروه به نفع امور خیریه در محل تالار
1.    فراهم نمودن بستری مناسب برای آموزش کامپیوتر به اعضای باشگاه توسط آقای ملکان2.   
به نام خدايي که ما را انسان آفريدباشگاه ايرانيان موفق دنيااساس نامه و آئين نامه ها مصوب
خانم طاهر آذر خلاصه جهان هلو گرافيک را تکميل مي کنندخانم نبي زاده با خانم چيذري هماهنگ
Untitled Document
قورباغه ها مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

FROGS
قورباغه ها
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition.
روزي از روزهاگروهي از قورباغه هاي کوچيک تصميم گرفتند که باهم مسابقه ي دو بدند .
The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود .
A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ...
جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند ...
The race began....
و مسابقه شروع شد ....
Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسي توي جمعيت باور نداشت که قورباغه هاي به اين کوچيکي بتوانند به نوک برج برسند .
You heard statements such as:
شما مي تونستيد جمله هايي مثل اينها را بشنويد:
'Oh, WAY too difficult!!'
' اوه,عجب کار مشکلي !!'
'They will NEVER make it to the top.'
'اونها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند
or: 
يا :
'Not a chance that they will succeed. The tower is too high!'
'هيچ شانسي براي موفقيتشون نيست.برج خيلي بلنده !'
The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند...
Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher....
بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر مي رفتند ...
The crowd continued to yell,  'It is too difficult!!! No one will make it!'
جمعيت هنوز ادامه مي داد,'خيلي مشکله!!!هيچ کس موفق نمي شه !'
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف
...
But ONE continued higher and higher and higher....
ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر ....
This one wouldn't give up!
اين يکي نمي خواست منصرف بشه !
At the end everyone else had given up climbing the
tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top!
بالاخره بقيه ازادامه ي بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه
کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک رسيد !
THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to
know how this one frog managed to do it?
بقيه ي قورباغه ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کا ر روانجام داده؟
A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟
It turned out....
و مشخص شد که ...
That the winner was DEAF!!!!
برنده ي مسابقه کر بوده !!!
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ...   because they take your
most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in
your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your actions!
نتيجه ي اخلا قي اين داستان اينه که:
هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد... چون     اونا زيبا ترين رويا ها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند--چيز هايي که از ته دلتون آرزوشون رو داريد!          
هميشه به   قدرت کلمات فکر کنيد . چون هر چيزي که مي خونيد يا مي شنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره
Therefore:
پس:
ALWAYS be....
هميشه ....
POSITIVE!
مثبت فکر کنيد !
And above all:
و بالاتر از اون
Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!
کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهيد     رسيد !
Always think:
و هيشه باور داشته باشيد :
God and I can do this!
من همراه خداي خودم همه کار مي تونم بکنم
Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints in your heart 
آدم هاي زيادي به زندگي شما وارد و از اون خارج ميشن... ولي
دوستانتون جا پا هايي روي قلبتون خواهند گذاشت
*good  luck*
نویسنده : حسن اسماعيلي