نظرسنجی

کدام يک از گروه ها در باشگاه فعالتر مي باشند؟
 

پیغام روزانه

انتونی رابینز: رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است

اخبار به همراه عکس


<!-- /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt;
1.برگزاري جلسه دوم در منزل خانم احمدي2.مطالعه و بررسي درباره زير شاخه هاي سلامت3.طرح ريزي
كريستوفر جان ديويسون ملقب به كريس دی برگ در ١٥ اكتبر سال ١٩٤٨ در آرژانتين متولد شد. پدرش
به نام خدايي که ما را انسان آفريدباشگاه ايرانيان موفق دنيااساس نامه و آئين نامه ها مصوب
موارد مطروحه در جلسات مورخ 23 و 24 دی:1.    تعیین سرگروه جدید، بابک بدرخواهان2.    بررسی
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود
مولف : ود چونگ کيم انجام هر کاري با دقت براي دادن خدمت به خلقبراي انجام هر کار همه موارد
بزرگترين شهامت زندگي تقليد از ديگران نيست بلكه گذراندن زندگي خود است به هر قيمتي . حتي
1- تجهیزات آسانسور بیمارستان حضرت علی اصغر به بیمارستان انتقال داده شد تا در زمان مناسب
مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت.خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط
بوییدن یا ضماد کردن گل نرگس در درمان بیماریهایی نظیر جوش صورت،کورک،آبسه ها،شبکوری مؤثر
1-    همه ما بندگان خداوند يكتاي مهربان هستيم و تنها او را مي پرستيم و تنها از او ياري مي
خانم فاضلی و خانم خداویسی نقد کارتون خانم تیموری و گروهش کتابها را آماده کرده اند (حاوی
1.    بررسی کامل مشکلات سلامت جامعه2.    تعیین ارزش غذایی و اولویت بندی انها3.    بررسی
خانم آزاده مهرانی:  10 راز برای کسب موفقیت و آرامش درون خانم نگار طاهر : خلاصه کتاب راز
کتابهاي راههاي رسيدن به موفقيت و ثروت توسط خانم بيتا خداويسيکتاب آرامش توسط مهسا
آقای مسیح ناصری حدودا 20 دقیقه راجه به مسائل موفقیت صحبت کردند حدودا نیم ساعت راجع به
1-    سیزدهمین جلسه خیریه 28/11/88 در منزل خانم دهقان وقاع در خیابان ظفر برگزار خواهد شد2-   
معرفي كتابامروزه زن‌ها نيمي از نيروي‌كار جهان را تشكيل مي‌دهند. با اين حال در عرصه‌ي
Untitled Document
نقد انميشين UP و ارتباط آن با موضوع جلسات استاد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

1 – قدرت درون؛ چرا مشکلات براي ما ضروري هستند ؟
- در انميشين Up براي فردريسکون در راه رسيدن به موفقيت مشکلات و مسائل زيادي به وجود آمد ولي او چون هدفش يعني کشف قاره آمريکاي جنوبي و رسيدن به آبشار بهشت بود و مشتاقانه آن را دنبال مي کرد مسائل و مشکلات برايش خيلي آسان بود و با کمي دقت از آن ها مي گذشت مثل مقابله با خراب نکردن خانه و يا مشکلات سگ ها و چالز مونتز
(استون : کوزه سفالي زير حرارت خورشيد همان طور رسي مي ماند بايد در حرارت کوره قرار گيرد تا به چيني تبديل شود).
2- قدرت افکار ، قانون جذب ؛
- فردريکسون از همان بچگي قدرت افکار بسيار بالايي داشت و با تجسم کردن و باور کردن توانست به هدفش برسد . و او هر چه را مي خواست با افکارش و تجسمش به آن مي رسيد مثل خانه مورد علاقه، کشف آبشار بهشت و غيره
(برايان تريسي : شما آن چه را که مي بينيد باور نمي کنيد بلکه آن چيزي را مي بينيد که قبلا به عنوان يک باور انتخاب کرده ايد) .
3- قدرت احساسات :
- فرد ريسکون سعي مي کرد هميشه دراساس خوب باشد تا اتفاقات خوب برايش بيفتد هر وقت که با مشکلي روبرو مي شد به جاي غصه خوردن سعي مي کرد به راه حل فکر کند مثلا زماني که بادکنک هايي که خانه را نگه مي داشت کمتر شد و نمي توانست کل خانه را بلند کند او به جاي غصه خوردن فکر کرد که مي تواند با خالي کردن وسايل، خانه را بلند کند و او هميشه در لحظه زندگي مي کرد.
(استفن لواين : تنها فکري که مي توانيم براي رسيدن به خوشبختي بکنيم اين است که در لحظه اکنون باشيم ).
4- تجسم خلاق، قدرتي بي نهايت :
- فرد ريکسون در قسمتهاي زيادي از داستان در حال تجسم کردن آرزوهايش بود او يک دوست دارد به نام اليه که با تجسم و باور اينکه خلبان يک هواپيما است در يک خانه خرابه به بازي مي پرداخت و خودش را کاملا جاي خلبان مي گذاشت و يک شب اليه به فردريکسون يک دفتر آرزوها يا به قول خودش کتاب ماجراجويي را نشان داد که در آن دقيقا چيزهايي را که دوست داشت عکسهايش را چسبانده بود مثل عکس آبشار بهشت يا عکس آمريکاي جنوبي و عکس چارلز مونتز که به کشف آمريکاي جنوبي پرداخته است . و در يک قسمت فيلم هم فردريکسون به همراه همسرش عکس خانه اي که دوست داشتند در آن زندگي کند را بر روي ديوار کشيده بودند و بعد از مدتي به آن رسيدند و همانطور که گفتم در قسمتهاي مختلف فيلم تجسم وجود دارد مثل ابرهايي که در آسمان وجود داشت و فردريکسون و همسرش با آنها هر چه مي خواستند مي ساختند .
(وين داير : به تمام روياهايي که به ذهنتان مي آيند ، اجازه بروز بدهيد)
5- مفهوم ثروت ، قانون آرامش :
- او براي رسيدن به هدفش يعني از تمام چيزهايي که داشت استفاده کرد و ننشست و دست روي دست بگذارد تا اگر شرايط مهيا شد، اقدام کند .
(مارسل پيزوود : وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد به دليل آن است که شما هم چيز زيادي از او نخواسته ايد) .
6- اعتماد به نفس :
- در قسمتي از فيلم که نشان داد فردريسکون بعد از فوت همسرش و در سنين پيري تازه مي خواست به تحقق روياهاي کودکيش برسد اين به اين معني است که او اصلا نگران بالا رفتن سن و يا کمبود اعتماد به نفسش نبود و با تمام توان مي خواست به هدفش برسد و از اين جا ما مي فهميم که براي شروع هيچ وقت دير نيست و مهم اين است که تصميم شروع کردن را بگيريم و عمل کنيم .
(جورج هربرت : مهارت و اعتماد به نفس ، ارتشي شکست ناپذير است ).
7- قانون شکرگزاري ، دروازه اي به نعمتهاي خدا:
- به نظر من وقتي فردريکسون پير شد و تصميم گرفت که با اراده قوي اش به تحقق رويايش بپردازد اين خود نوعي شکرگزاري بي نظير از سلامتي مي باشد
(وين داير : فراموش نکنيد که براي يک مقصود در سياره خاک حضور داريد : عشق بخشيدن و عشق ستاندن)
8- قانون بومرنگ؛ بزرگترين قانون خدا :
- زمانيکه راسل به دست گروه چارلز مونتز زنداني شد فردريکسون از تمام وسايل خانه اش گذشت ، يعني آنها رابه پايين انداخت تا خانه سبکتر شود و بتواند راسل را نجات دهد و نجات داد و در مقابلش در آخر توانست موفق شود و به هدفش برود چون بازخورد کار خوبش بوده است .
(خوشبختي در درون ما و در هر لحظه با ماست . فقط بايد آن را احساس کنيم خوشبختي يعني عشق ورزيدن).
9- ارتباط موثر = زندگي زيبا :
زماني که يک پسر بچه اي به نام راسل به در خانه فردريکسون در زمان پيري مي آيد و از او مي خواهد که اجازه دهد به او کمک کند فرد مقاومت مي کند اما با صبر فراوان و ارتباط برقرار کردن به هدفش مي رسد.
(اديسون : موفقيت ، نتيجهء 1 % استعداد و 99% پشتکار است) .
11-خودشفادهي :
زماني که فردريکسون مي خواست از تختخوابش پايين بيايد و ديد که زانوهايش راست نمي شود و به بدبختي مي تواند بايستيد با کمي نرمش کردن و اينکه اصلا اهميت نداد به اين ناراحتي اش توانست به راحتي به زندگي ادامه دهد .
(جان ماکسول : تفاوت بين افراد عادي و افراد موفق در نگرش آنها نسبت به شکست است).
12- قدرت کلام :
زماني که فردريکسون کوچک بود و در مراسم جايزه دادن به چارلز مونتز شرکت کرده بود براي کشف قاره آمريکاي جنوبي در زمان برگشت با خود مي گفت که مشکلات بسيار کوچک است و با خود تکرار مي کرد که مي تواند کاري را که مي خواهد انجام دهد و اين به نظر من قدرت کلام را خيلي پراهميت مي کند .
(هنري لانگ فلو : نه در هياهوي خيابان شلوغ نه در فريادهاي تشويق جمعيت بلکه در خودمان است پيروزي و شکست ).
13- ايمان فعال :
- به نظر من اگر فردريسکون از همان بچگي ايمان قوي نداشت که به هدفش مي رسد اصلا ديگر داستان ساخته نمي شد و اين به تحقق رسيدن هدف و روياي فردريکسون برمي گردد و به ايمان قوي که به خداوند عزيز داشت .
(هر کس نفس خود را شناخت ، خداي خود را شناخت و هر کس خداي خود را شناخت رستگار شد) .
14- اهرم رنج و لذت کليد تغيير :
- زمانيکه فردريکسون بچه بود و به رويايش فکر مي کرد فقط به رسيدن به رويايش فکر مي کرد و اصلا به چگونه رسيدن به آن فکر نمي کرد يعني در واقع لذتهاي آن رويا را مي ديد و در اصل به چگونه مي تواند به آبشار بهشت برسد را نمي ديد تا اينکه همه نشانه ها دست به دست هم دادند تا به فردريکسون ثابت کنند که مي تواني به هدفت برسي.
15 – ازدواج موفق – زوج رويايي:
زمانيکه فردريکسون و همسرش که عاشق بچه بودند و در روياهايشان اين موضوع را داشتند ولي به صلاح خداوند آنها نتوانستند بچه دار شوند ابتدا خيلي نارحت شدند ولي فردريکسون زمانيکه ديد اين اتفاق حتما به نفع ما خواهد بود رفت و با همسرش صحبت کردن که اصلا ديگر به اين موضوع فکر نکنند و اين يک درس براي بزرگتر ها هم هست که نبايد همه چيز را بچه يا پول يا ... قرار دهند زيرا مهم خوشبختي است .
(مادرترزا : ما نمي توانيم کارهاي بزرگي را روي اين کره خاکي انجام دهيم اما مي توانيم کارهاي کوچک را با عشق هاي بزرگ انجام دهيم و کاري کوچک که با عشقي بزرگ انجام مي گيرد ديگر کاري کوچک نيست کاري است بزرگ و کارهاي بزرگ نتايجي بزرگ در پي دارند ).
16- تنظيم اهداف :
- فردريکسون از بچگي هدف خودش را انتخاب کرده بود و اين به نظر من بي نظير است که به اميد هدفي که داشت توانست سرپا بماند و تا آخرين لحظه تلاش کند تا به هدفش برسد و در آخر هم خدا را شکر رسيد .
(آنتوني رابينز : تنها ، داشتن هدف نيست که داراي اهميت است. بلکه شيريني هاي زندگي که در راه رسيدن به هدف نصيبتان مي شود نيز به همان اندازه مهم است) .
در رابطه با بها پرداختن نيز فردريسکون آن خانه و وسايلش را خيلي دوست داشت ولي وقتي به آبشار بهشت يعني هدف نهايي خودش رسيد توانست براي نجات دادن راسل از دست چارلز مونتز تمام وسايل خانه را به پايين بريزد تا خانه سبکتر شود و برود راسل را نجات دهد و زمانيکه راسل را نجات داد آن خانه تمام بادکنکهايي که به آن خانه وصل بود و باعث مي شد که خانه را نگه دارد ترکيدوراسل به فردريکسون گفت : آقاي فردريکسون خانه دارد مي رود ؟ و او در جواب گفت : مهم نيست پسرم اون فقط يک خونه بود و اين به اين معني است که مهم اين است که به آن چيزي که علاقه داري بري بعد اگر بهاي هم پرداختي بايد بپردازي چون به هدفت رسيدي .
نويسندگان : بيتا خداويسي ، آمنه فاضلي